an objectionable smell
یک بوی زننده
a very objectionable person
یک شخص بسیار زننده
a reporter's job can involve crawling to objectionable people.
وظیفه یک گزارشگر میتواند شامل خزیدن به سمت افراد زننده باشد.
I find his theory objectionable in its racist undertones.
من نظریه او را به دلیل القای زیرمتنی نژادی زننده مییابم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید