objectionable

[ایالات متحده]/əb'dʒekʃ(ə)nəb(ə)l/
[بریتانیا]/əbˈdʒɛkʃənəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجب تنفر یا عدم تأیید؛ توهین‌آمیز؛ ناخوشایند.

جملات نمونه

an objectionable smell

یک بوی زننده

a very objectionable person

یک شخص بسیار زننده

a reporter's job can involve crawling to objectionable people.

وظیفه یک گزارشگر می‌تواند شامل خزیدن به سمت افراد زننده باشد.

I find his theory objectionable in its racist undertones.

من نظریه او را به دلیل القای زیرمتنی نژادی زننده می‌یابم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید