obtrudes

[ایالات متحده]/əbˈtruːdz/
[بریتانیا]/əbˈtruːdz/

ترجمه

v. خود را بر دیگران تحمیل کردن؛ تحمیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

obtrudes on

حضور ناخواسته

obtrudes into

وارد می‌شود

obtrudes upon

حضور ناخواسته

obtrudes itself

خود را تحمیل می‌کند

obtrudes past

از کنار عبور می‌کند

obtrudes here

اینجا حضور می‌یابد

obtrudes now

اکنون حضور می‌یابد

obtrudes forward

به جلو می‌آید

obtrudes later

بعداً حضور می‌یابد

جملات نمونه

his opinions often obtrude on our discussions.

نظرات او اغلب در بحث‌های ما دخالت می‌کند.

she doesn't like when her personal life obtrudes on her work.

او دوست ندارد وقتی زندگی شخصی‌اش در کارش دخالت می‌کند.

the loud music obtrudes on the peaceful atmosphere.

موسیقی بلند فضای آرام را مختل می‌کند.

sometimes, reality obtrudes on our dreams.

گاهی اوقات، واقعیت در خواب‌های ما رخنه می‌کند.

his constant questions obtrude on my concentration.

سوالات مداوم او باعث مزاحمت برای تمرکز من می‌شود.

she felt that her family's issues obtruded on her happiness.

او احساس می‌کرد که مشکلات خانواده‌اش بر شادی او تاثیر می‌گذارد.

the unexpected news obtruded on their plans.

اخبار غیرمنتظره برنامه‌های آن‌ها را مختل کرد.

it's important to set boundaries so that work doesn't obtrude on personal life.

تعیین مرزها مهم است تا کاری که بر زندگی شخصی تاثیر نگذارد.

her opinions tend to obtrude when we are making decisions.

نظرات او معمولاً در هنگام تصمیم‌گیری دخالت می‌کنند.

he tries to avoid situations where he might obtrude.

او سعی می‌کند از موقعیت‌هایی که ممکن است دخالت کند، اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید