obversion

[ایالات متحده]/ɒbˈvɜːʃən/
[بریتانیا]/ɑbˈvɜrʒən/

ترجمه

n. عمل برعکس کردن چیزی یا معکوس کردن سطح آن؛ تشکیل متضادها

عبارات و ترکیب‌ها

obversion technique

تکنیک معکوس

obversion strategy

استراتژی معکوس

obversion process

فرآیند معکوس

obversion model

مدل معکوس

obversion method

روش معکوس

obversion analysis

تجزیه و تحلیل معکوس

obversion principle

اصل معکوس

obversion framework

چارچوب معکوس

obversion approach

رویکرد معکوس

obversion concept

مفهوم معکوس

جملات نمونه

her obversion of the argument made it more persuasive.

رد او از استدلال باعث شد آن را متقاعدکننده‌تر کند.

the obversion of the original statement changed its meaning.

ردِ بیانیه‌ی اصلی باعث تغییر معنای آن شد.

in philosophy, obversion is a critical process.

در فلسفه، رد یک فرآیند حیاتی است.

he used obversion to clarify his point of view.

او از رد برای روشن کردن نقطه نظرش استفاده کرد.

obversion can help in understanding complex concepts.

رد می‌تواند به درک مفاهیم پیچیده کمک کند.

her obversion of the data led to new insights.

رد او از داده‌ها منجر به بینش‌های جدیدی شد.

obversion is often used in logical reasoning.

رد اغلب در استدلال منطقی استفاده می‌شود.

the teacher explained obversion in the context of logic.

معلم رد را در زمینه منطق توضیح داد.

his obversion of the policy highlighted its flaws.

رد او از سیاست نقاط ضعف آن را برجسته کرد.

obversion can change the way we perceive information.

رد می‌تواند نحوه درک ما از اطلاعات را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید