occidentalize

[ایالات متحده]/ˌɒksɪˈdɛntəlaɪz/
[بریتانیا]/ˌɑːksɪˈdɛnəlaɪz/

ترجمه

vt. به سبک یا ویژگی غربی تبدیل کردن؛ به ایده‌ها، فرهنگ یا عادات غربی پذیرش یا سازگاری یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

occidentalize culture

غربی کردن فرهنگ

occidentalize values

غربی کردن ارزش‌ها

occidentalize society

غربی کردن جامعه

occidentalize traditions

غربی کردن سنت‌ها

occidentalize practices

غربی کردن روش‌ها

occidentalize beliefs

غربی کردن باورها

occidentalize education

غربی کردن آموزش

occidentalize language

غربی کردن زبان

occidentalize art

غربی کردن هنر

occidentalize identity

غربی کردن هویت

جملات نمونه

many cultures are at risk of being occidentalized.

بسیاری از فرهنگ‌ها در معرض خطر غربی‌سازی قرار دارند.

they fear that their traditions will be occidentalized.

آنها می‌ترسند که سنت‌هایشان غربی‌سازی شود.

the film critiques the tendency to occidentalize foreign narratives.

فیلم تمایل به غربی‌سازی روایت‌های خارجی را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

it's important to preserve identity while avoiding the push to occidentalize.

حفظ هویت در حالی که از تلاش برای غربی‌سازی اجتناب می‌شود، مهم است.

the discussion focused on how to resist the forces that occidentalize culture.

بحث بر سر چگونگی مقاومت در برابر نیروهایی که فرهنگ را غربی‌سازی می‌کنند، متمرکز بود.

she argued that education should not occidentalize students' perspectives.

او استدلال کرد که آموزش نباید دیدگاه‌های دانش‌آموزان را غربی‌سازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید