occlusal

[ایالات متحده]/əˈkluː.zəl/
[بریتانیا]/əˈkluː.zəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تماس بین دندان‌های بالا و پایین

عبارات و ترکیب‌ها

occlusal surface

سطح جونده

occlusal adjustment

تنظیم جونده

occlusal plane

صفحه جونده

occlusal contact

تماس جونده

occlusal relationship

ارتباط جونده

occlusal wear

سایش جونده

occlusal scheme

طرح جونده

occlusal analysis

تجزیه و تحلیل جونده

occlusal trauma

آسیب جونده

occlusal splint

اسپلینت جونده

جملات نمونه

the dentist examined the occlusal surface of the molar.

دندانپزشک سطح جونده‌ای مولار را معاینه کرد.

proper occlusal alignment is crucial for dental health.

تراکم مناسب جونده برای سلامت دندان ضروری است.

occlusal adjustments can relieve jaw pain.

تنظیمات جونده می‌توانند باعث تسکین درد فک شوند.

she had an occlusal splint made to protect her teeth.

او برای محافظت از دندان‌هایش یک محافظ جونده‌ای درست کرد.

he was taught how to assess occlusal relationships.

به او آموزش داده شد که چگونه روابط جونده‌ای را ارزیابی کند.

occlusal wear can indicate underlying dental issues.

سایش جونده‌ای می‌تواند نشان‌دهنده مشکلات دندانی زمینه‌ای باشد.

she noticed changes in her occlusal pattern over time.

او متوجه تغییرات در الگوی جونده‌ای خود در طول زمان شد.

occlusal radiographs help in diagnosing dental problems.

عکسبرداری رادیوگرافی جونده‌ای به تشخیص مشکلات دندانی کمک می‌کند.

regular dental check-ups can address occlusal concerns.

معاینات دندانی منظم می‌توانند به نگرانی‌های جونده‌ای رسیدگی کنند.

he learned to perform occlusal analysis during his training.

او یاد گرفت که در طول آموزش خود آنالیز جونده‌ای انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید