occuring

[ایالات متحده]/əˈkɜːrɪŋ/
[بریتانیا]/əˈkɜːrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رخ دادن؛ اتفاق افتادن؛ در کردن؛ به ذهن اومدن؛ کشف شدن؛ یافت شدن؛ در یک روز یکسان (به ویژه در مورد تعطیلات مسیحی)

جملات نمونه

the error is occurring repeatedly during the system update.

خطا به طور مکرر در حین به‌روزرسانی سیستم رخ می‌دهد.

changes are occurring faster than we anticipated.

تغییرات سریع‌تر از آنچه پیش‌بینی کردیم رخ می‌دهد.

a strange phenomenon is occurring in the sky tonight.

پدیده‌ای عجیب در آسمان امروز شام رخ می‌دهد.

chemical reactions are occurring inside the reactor.

reaksiyonهای شیمیایی در داخل راکتور رخ می‌دهد.

important events are occurring simultaneously across the globe.

رویدادهای مهم به طور هم‌زمان در سراسر جهان رخ می‌دهد.

the meeting is occurring as scheduled despite the weather.

جلسه به‌طور مقرر برگزار می‌شود، با توجه به وضعیت آب و هوا.

growth is occurring at an exponential rate in the tech sector.

رشد در بخش فناوری با نرخ نمایی رخ می‌دهد.

conflicts are occurring between different departments.

تلاش‌ها بین بخش‌های مختلف رخ می‌دهد.

natural disasters are occurring with increasing frequency.

بی‌پایان‌های طبیعی با فراوانی بیشتر رخ می‌دهد.

the ceremony is occurring right now in the main hall.

گرامایی در حال برگزاری در سالن اصلی است.

mutations are occurring in the virus population.

تغییرات در جمعیت ویروس رخ می‌دهد.

positive changes are occurring in the local community.

تغییرات مثبت در جامعه محلی رخ می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید