off-camera

[ایالات متحده]/[ˈɒf ˈkæmərə]/
[بریتانیا]/[ˈɔːf ˈkæmərə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نبودن در حال فیلم‌برداری یا ضبط؛ نبودن در مقابل دوربین.
adv. نبودن در حال فیلم‌برداری یا ضبط؛ دور از دوربین.
n. منطقه خارج از دید دوربین در حین فیلم‌برداری یا ضبط.

عبارات و ترکیب‌ها

off-camera mic

میکروفون خارج از کادر

go off-camera

خارج از کادر برو

off-camera interview

مصاحبه خارج از کادر

off-camera sound

صوت خارج از کادر

off-camera moment

لحظه خارج از کادر

keep off-camera

خارج از کادر بمان

off-camera recording

ضبط خارج از کادر

off-camera antics

رفتارهای خارج از کادر

off-camera presence

وجود خارج از کادر

off-camera comments

کامنت‌های خارج از کادر

جملات نمونه

the director shouted instructions off-camera to guide the actors.

کارگردان فرمان‌هایی را خارج از کادر صدا داد تا بازیگران را راهنمایی کند.

we heard the crew laughing off-camera between takes.

ما صدای تیم را بین فیلمبرداری‌ها خارج از کادر شنیدیم.

the interviewer’s questions were all delivered off-camera for a more natural feel.

تمامی سوالات مصاحبه‌گر خارج از کادر ارائه شدند تا حس طبیعی‌تری ایجاد شود.

the sound recordist worked diligently off-camera, capturing every detail.

ثبت‌کننده صدا خارج از کادر با دقت کار کرد و تمام جزئیات را ثبت کرد.

the producer gave a pep talk to the team off-camera before the final scene.

تولیدکننده قبل از صحنه نهایی، به تیم یک سخنرانی انگیزشی خارج از کادر داد.

the camera operator adjusted the lighting off-camera to improve the scene’s mood.

کارگر دوربین نورگذاری را خارج از کادر تنظیم کرد تا حالت صحنه بهبود یابد.

the assistant director coordinated the set off-camera to ensure a smooth shoot.

کمک کارگردان خارج از کادر به هماهنگی مجموعه کمک کرد تا فیلمبرداری سلیس انجام شود.

the makeup artist applied the final touches off-camera before the actor appeared.

هنرمند مکی‌اپ قبل از ظهور بازیگر، آخرین لمسات را خارج از کادر اعمال کرد.

the director’s feedback was given off-camera to avoid disrupting the actors’ concentration.

کارگردان بازخورد خود را خارج از کادر ارائه کرد تا تمرکز بازیگران به هم نخورد.

the boom mic operator stayed completely off-camera to avoid being seen in the shot.

کارگر میکروفون خارج از کادر باقی ماند تا در تصویر دیده نشود.

the stagehands moved props quickly and quietly off-camera.

کارگران صحنه به سرعت و به طور خفته ابزارهای صحنه را خارج از کادر جابه‌جایی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید