officiating ceremony
آیین افتتاح
officiating judge
داور برگزار کننده
officiating minister
وزیر برگزار کننده
officiating officer
مسئول برگزار کننده
officiating staff
پرسنل برگزار کننده
officiating role
نقش برگزار کننده
officiating team
تیم برگزار کننده
officiating duties
وظایف برگزار کننده
officiating event
رویداد برگزار شده
officiating authority
مرجع برگزار کننده
the officiating minister gave a heartfelt speech.
وزیر برگزار کننده، سخنرانی صمیمانه ای ارائه داد.
he was officiating the wedding ceremony in the park.
او مراسم عروسی را در پارک برگزار می کرد.
the officiating referee made a controversial call.
داور برگزار کننده، تصمیمی جنجالی گرفت.
she is officiating at the charity event this weekend.
او این آخر هفته در رویداد خیریه برگزار کننده است.
the officiating judge announced the verdict.
قاضی برگزار کننده، حکم را اعلام کرد.
they are officiating the tournament this year.
آنها امسال تورنمنت را برگزار می کنند.
the officiating officer led the ceremony with dignity.
مسئول برگزار کننده با وقار، مراسم را رهبری کرد.
he has experience officiating various types of events.
او تجربه برگزاری انواع مختلف رویدادها را دارد.
the officiating priest blessed the couple.
کشیش برگزار کننده، زوج را دعا کرد.
she is officiating a panel discussion at the conference.
او یک بحث و تبادل نظر در کنفرانس برگزار می کند.
officiating ceremony
آیین افتتاح
officiating judge
داور برگزار کننده
officiating minister
وزیر برگزار کننده
officiating officer
مسئول برگزار کننده
officiating staff
پرسنل برگزار کننده
officiating role
نقش برگزار کننده
officiating team
تیم برگزار کننده
officiating duties
وظایف برگزار کننده
officiating event
رویداد برگزار شده
officiating authority
مرجع برگزار کننده
the officiating minister gave a heartfelt speech.
وزیر برگزار کننده، سخنرانی صمیمانه ای ارائه داد.
he was officiating the wedding ceremony in the park.
او مراسم عروسی را در پارک برگزار می کرد.
the officiating referee made a controversial call.
داور برگزار کننده، تصمیمی جنجالی گرفت.
she is officiating at the charity event this weekend.
او این آخر هفته در رویداد خیریه برگزار کننده است.
the officiating judge announced the verdict.
قاضی برگزار کننده، حکم را اعلام کرد.
they are officiating the tournament this year.
آنها امسال تورنمنت را برگزار می کنند.
the officiating officer led the ceremony with dignity.
مسئول برگزار کننده با وقار، مراسم را رهبری کرد.
he has experience officiating various types of events.
او تجربه برگزاری انواع مختلف رویدادها را دارد.
the officiating priest blessed the couple.
کشیش برگزار کننده، زوج را دعا کرد.
she is officiating a panel discussion at the conference.
او یک بحث و تبادل نظر در کنفرانس برگزار می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید