oligarch

[ایالات متحده]/ˈɒlɪɡɑːk/
[بریتانیا]/ˈɑlɪɡɑrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حاکم در یک الیگارشی

عبارات و ترکیب‌ها

russian oligarch

الویگارشی روسی

business oligarch

الویگارش کسب و کار

wealthy oligarch

الویگارش ثروتمند

political oligarch

الویگارش سیاسی

oligarch power

قدرت الویگارشی

oligarch influence

نفوذ الویگارشی

oligarch network

شبکه الویگارشی

oligarch regime

رژیم الویگارشی

oligarch class

طبقه الویگارشی

oligarch wealth

ثروت الویگارشی

جملات نمونه

the oligarch controlled several major industries.

بازیگر قدرتمند چندین صنعت بزرگ را کنترل می‌کرد.

many oligarchs have significant political influence.

بسیاری از بازیگران قدرتمند نفوذ سیاسی قابل توجهی دارند.

the oligarchs amassed wealth during the economic boom.

بازیگران قدرتمند در دوران رونق اقتصادی ثروت انباشته کردند.

oligarchs often face criticism for their business practices.

بازیگران قدرتمند اغلب به دلیل روش‌های تجاری خود مورد انتقاد قرار می‌گیرند.

some oligarchs are known for their philanthropic efforts.

برخی از بازیگران قدرتمند به دلیل تلاش‌های خیریه خود شناخته می‌شوند.

the rise of the oligarchs changed the political landscape.

ظهور بازیگران قدرتمند چشم‌انداز سیاسی را تغییر داد.

oligarchs often operate in a gray area of the law.

بازیگران قدرتمند اغلب در یک فضای خاکستری از قانون فعالیت می‌کنند.

in some countries, oligarchs wield more power than politicians.

در برخی کشورها، بازیگران قدرتمند قدرت بیشتری نسبت به سیاستمداران دارند.

the oligarch's influence reached far beyond his business empire.

نفوذ بازیگر قدرتمند بسیار فراتر از امپراطوری تجاری او بود.

oligarchs are often depicted in popular media as villains.

بازیگران قدرتمند اغلب در رسانه‌های محبوب به عنوان شخصیت‌های منفی به تصویر کشیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید