omening

[ایالات متحده]/ˈəʊmənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈoʊmənɪŋ/

ترجمه

n. نشانه یا پیشگویی یک رویداد آینده
v. معنای چیزی را رساندن یا پیشگویی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

omening sign

نشانه پیش‌گو

omening event

واقعه پیش‌گو

omening warning

هشدار پیش‌گو

omening message

پیام پیش‌گو

omening phenomenon

پدیده‌ی پیش‌گو

omening dream

رویای پیش‌گو

omening symbol

نماد پیش‌گو

omening feeling

احساس پیش‌گو

omening clue

نشانه‌ی پیش‌گو

omening indication

نشان‌دهنده پیش‌گو

جملات نمونه

she believes that the dark clouds are an omen of rain.

او معتقد است که ابرهای تیره نشانه‌ای از باران هستند.

the sudden silence in the forest felt like an omen of danger.

سکوت ناگهانی در جنگل مانند نشانه‌ای از خطر احساس می‌شد.

he took the broken mirror as an omen of bad luck.

او آینه شکسته را به عنوان نشانه‌ای از بدشانسی تلقی کرد.

many cultures interpret a black cat crossing your path as an omen.

فرهنگ‌های بسیاری، عبور یک گربه سیاه از جلوی شما را به عنوان یک نشانه تفسیر می‌کنند.

she saw the shooting star as an omen of good fortune.

او ستاره دنباله‌دار را به عنوان نشانه‌ای از خوش‌شانسی دید.

the ancient texts spoke of omens that foretold great events.

متون باستانی از نشانه‌هایی صحبت می‌کردند که رویدادهای بزرگ را پیش‌بینی می‌کردند.

his dream was interpreted as an omen of change.

رویای او به عنوان نشانه‌ای از تغییر تفسیر شد.

seeing a rainbow after a storm is often considered a positive omen.

دیدن رنگین‌کمانی پس از طوفان اغلب به عنوان یک نشانه مثبت در نظر گرفته می‌شود.

she felt that the unexpected visit was an omen of reconciliation.

او احساس کرد که بازدید غیرمنتظره نشانه‌ای از آشتی است.

the old man claimed to have the ability to read omens.

آن مرد پیر ادعا کرد که توانایی خواندن نشانه‌ها را دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید