onefold

[ایالات متحده]/ˈwʌn.fəʊld/
[بریتانیا]/ˈwʌn.foʊld/

ترجمه

adj. تنها یا ساده

عبارات و ترکیب‌ها

onefold increase

افزایش یک‌برابری

onefold advantage

مزیت یک‌برابری

onefold approach

رویکرد یک‌برابری

onefold solution

راه حل یک‌برابری

onefold benefit

سود یک‌برابری

onefold strategy

استراتژی یک‌برابری

onefold design

طراحی یک‌برابری

onefold method

روش یک‌برابری

onefold concept

مفهوم یک‌برابری

onefold plan

برنامه یک‌برابری

جملات نمونه

the problem has onefold solutions.

مشکل دارای راه حل های یک‌بعدی است.

his argument was onefold and straightforward.

استدلال او یک‌بعدی و مستقیم بود.

her approach to the project was onefold.

رویکرد او به پروژه یک‌بعدی بود.

the task requires onefold attention to detail.

این کار نیاز به توجه یک‌بعدی به جزئیات دارد.

they presented a onefold view of the issue.

آنها یک دیدگاه یک‌بعدی از مسئله ارائه کردند.

his reasoning was onefold, lacking depth.

استدلال او یک‌بعدی بود و فاقد عمق بود.

the design was onefold and easy to understand.

طراحی یک‌بعدی و آسان برای درک بود.

she offered a onefold explanation for her decision.

او یک توضیح یک‌بعدی برای تصمیم خود ارائه کرد.

the report had a onefold conclusion.

گزارش به یک نتیجه یک‌بعدی رسید.

his onefold strategy proved effective.

استراتژی یک‌بعدی او مؤثر از کار درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید