onefold increase
افزایش یکبرابری
onefold advantage
مزیت یکبرابری
onefold approach
رویکرد یکبرابری
onefold solution
راه حل یکبرابری
onefold benefit
سود یکبرابری
onefold strategy
استراتژی یکبرابری
onefold design
طراحی یکبرابری
onefold method
روش یکبرابری
onefold concept
مفهوم یکبرابری
onefold plan
برنامه یکبرابری
the problem has onefold solutions.
مشکل دارای راه حل های یکبعدی است.
his argument was onefold and straightforward.
استدلال او یکبعدی و مستقیم بود.
her approach to the project was onefold.
رویکرد او به پروژه یکبعدی بود.
the task requires onefold attention to detail.
این کار نیاز به توجه یکبعدی به جزئیات دارد.
they presented a onefold view of the issue.
آنها یک دیدگاه یکبعدی از مسئله ارائه کردند.
his reasoning was onefold, lacking depth.
استدلال او یکبعدی بود و فاقد عمق بود.
the design was onefold and easy to understand.
طراحی یکبعدی و آسان برای درک بود.
she offered a onefold explanation for her decision.
او یک توضیح یکبعدی برای تصمیم خود ارائه کرد.
the report had a onefold conclusion.
گزارش به یک نتیجه یکبعدی رسید.
his onefold strategy proved effective.
استراتژی یکبعدی او مؤثر از کار درآمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید