ontological

[ایالات متحده]/ˌɔntə'lɔdʒikəl/
[بریتانیا]/ˈɑntəˈlɑdʒɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با مطالعه وجود، بودن یا واقعیت.

عبارات و ترکیب‌ها

ontological argument

استدلال وجودی

ontological reality

واقعیت وجودی

ontological inquiry

تحقیقات وجودی

ontological perspective

دیدگاه وجودی

جملات نمونه

Does Modern Chaos Furnish Evidence to Ontological Indeterminism?

آیا آشفتگی مدرن شواهدی برای indeterminism آنتولوژی ارائه می‌دهد؟

Laozi's thoughts involve cosmism, ontology, philosophy and political science."Tao", as the core of Laozi's thoughts, has cosmogenetic and ontological meanings.

افکار لائوتزو شامل کیهان‌شناسی، هستی‌شناسی، فلسفه و علوم سیاسی است. " دائو "، به عنوان هسته اصلی افکار لائوتزو، دارای معانی کیهان‌زایی و هستی‌شناختی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید