opacification

[ایالات متحده]/əʊˌpæsɪfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/oʊˌpæsɪfɪˈkeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روند غیرشفاف کردن چیزی؛ حالت غیرشفاف بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

opacification process

فرآیند کدورت

opacification rate

نرخ کدورت

opacification study

مطالعه کدورت

opacification pattern

الگوی کدورت

opacification mechanism

مکانیزم کدورت

opacification criteria

معیارهای کدورت

opacification findings

یافته‌های کدورت

opacification imaging

تصویربرداری کدورت

opacification evaluation

ارزیابی کدورت

opacification diagnosis

تشخیص کدورت

جملات نمونه

the opacification of the lens can lead to vision problems.

تار شدن عدسی می‌تواند منجر به مشکلات بینایی شود.

doctors often treat opacification with surgical procedures.

پزشکان اغلب با روش‌های جراحی به درمان تار شدن عصب‌ها می‌پردازند.

opacification can occur due to various eye conditions.

تار شدن می‌تواند به دلیل شرایط مختلف چشم رخ دهد.

in imaging, opacification helps identify abnormalities.

در تصویربرداری، تار شدن به شناسایی ناهنجاری‌ها کمک می‌کند.

opacification of the cornea can affect clarity of vision.

تار شدن قرنیه می‌تواند بر وضوح بینایی تأثیر بگذارد.

regular check-ups can help detect early signs of opacification.

معاینات منظم می‌تواند به شناسایی علائم اولیه تار شدن کمک کند.

opacification may indicate the presence of cataracts.

تار شدن ممکن است نشان‌دهنده وجود آب مروغ باشد.

some medications can contribute to the opacification of tissues.

برخی داروها می‌توانند به تار شدن بافت‌ها کمک کنند.

understanding opacification is crucial for eye health.

درک تار شدن برای سلامت چشم بسیار مهم است.

advanced imaging techniques can reveal the extent of opacification.

تکنیک‌های تصویربرداری پیشرفته می‌توانند میزان تار شدن را نشان دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید