opennesses

[ایالات متحده]/ˈəʊpənəsɪz/
[بریتانیا]/ˈoʊpənəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت باز یا شفاف بودن; حالت وسیع یا بدون مانع بودن; کیفیت صادق یا رک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

multiple opennesses

گشایش‌های متعدد

cultural opennesses

گشایش‌های فرهنگی

social opennesses

گشایش‌های اجتماعی

economic opennesses

گشایش‌های اقتصادی

political opennesses

گشایش‌های سیاسی

global opennesses

گشایش‌های جهانی

personal opennesses

گشایش‌های شخصی

institutional opennesses

گشایش‌های سازمانی

environmental opennesses

گشایش‌های زیست‌محیطی

intellectual opennesses

گشایش‌های فکری

جملات نمونه

her opennesses to new ideas impressed everyone.

باز بودن او به ایده‌های جدید، همه را تحت تأثیر قرار داد.

opennesses in communication can lead to better relationships.

باز بودن در ارتباطات می‌تواند منجر به روابط بهتر شود.

his opennesses about his feelings surprised his friends.

اظهارات او در مورد احساساتش دوستانش را غافلگیر کرد.

opennesses to criticism is essential for personal growth.

باز بودن به انتقاد برای رشد شخصی ضروری است.

the team's opennesses to feedback improved their performance.

باز بودن تیم نسبت به بازخورد، عملکرد آنها را بهبود بخشید.

her opennesses to different cultures enriched her life.

باز بودن او نسبت به فرهنگ‌های مختلف، زندگی او را غنی کرد.

opennesses in discussions can foster innovation.

باز بودن در بحث‌ها می‌تواند نوآوری را تقویت کند.

his opennesses to change helped the company adapt quickly.

باز بودن او نسبت به تغییرات به شرکت کمک کرد تا به سرعت سازگار شود.

opennesses to diverse perspectives is crucial in teamwork.

باز بودن نسبت به دیدگاه‌های متنوع در کار گروهی بسیار مهم است.

she showed her opennesses by welcoming everyone's ideas.

او با استقبال از ایده‌های همه، باز بودن خود را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید