operant

[ایالات متحده]/'ɒp(ə)r(ə)nt/
[بریتانیا]/'ɑpərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عملی؛ مؤثر
n. پاسخ خودبخود؛ شرطی‌سازی عملی.

عبارات و ترکیب‌ها

operant conditioning

شرطی‌سازی ابزاری

operant behavior

رفتار عاملی

operant chamber

اتاق عمل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید