operatic voice
صدای اپرا
operatic performance
اجرای اپرا
operatic aria
آرای اپرا
operatic singer
خواننده اپرا
florid operatic-style music was out.
موسیقی پرزرق و برق به سبک اپرا منسوخ شده بود.
an unlistenable operatic solo; an unlistenable diatribe.
یک اجرای اپرایی غیرقابل شنیدن؛ یک خطبه غیرقابل شنیدن.
the ability to improvise operatic arias in any given style.
توانایی بداهه کردن آریای اپرا در هر سبک داده شده.
she wrung her hands in operatic despair.
او دستهایش را در ناامیدی اپرایی فشار داد.
scientists battling to conquer disease; a singer who conquered the operatic world.
دانشمندان در حال مبارزه برای فتح بیماری؛ یک خواننده که دنیای اپرا را فتح کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید