operatic

[ایالات متحده]/ɒpə'rætɪk/
[بریتانیا]/ˌɑpəˈrætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا ویژگی‌های اپرا؛ به سبک اپرا

عبارات و ترکیب‌ها

operatic voice

صدای اپرا

operatic performance

اجرای اپرا

operatic aria

آرای اپرا

operatic singer

خواننده اپرا

جملات نمونه

florid operatic-style music was out.

موسیقی پرزرق و برق به سبک اپرا منسوخ شده بود.

an unlistenable operatic solo; an unlistenable diatribe.

یک اجرای اپرایی غیرقابل شنیدن؛ یک خطبه غیرقابل شنیدن.

the ability to improvise operatic arias in any given style.

توانایی بداهه کردن آریای اپرا در هر سبک داده شده.

she wrung her hands in operatic despair.

او دست‌هایش را در ناامیدی اپرایی فشار داد.

scientists battling to conquer disease; a singer who conquered the operatic world.

دانشمندان در حال مبارزه برای فتح بیماری؛ یک خواننده که دنیای اپرا را فتح کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید