non-dramatic

[ایالات متحده]/[nɒn ˈdræmətɪk]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈdrɑːmətɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون درام؛ فاقد هیجان یا سنساسیون؛ معمولی؛ غیرقابل توجه.
adv. به روشی غیردراماتیک.

عبارات و ترکیب‌ها

non-dramatic reaction

واکنش غیر دراماتیک

a non-dramatic pause

مکث غیر دراماتیک

non-dramatic exit

خروج غیر دراماتیک

being non-dramatic

غیر دراماتیک بودن

non-dramatic style

سبک غیر دراماتیک

non-dramatic approach

رویکرد غیر دراماتیک

remained non-dramatic

غیر دراماتیک باقی ماند

non-dramatic change

تغییر غیر دراماتیک

was non-dramatic

غیر دراماتیک بود

quite non-dramatic

کاملاً غیر دراماتیک

جملات نمونه

the film's ending was surprisingly non-dramatic, a quiet resolution to a complex story.

پایان فیلم به طرز غیرمنتظره‌ای غیردراماتیک بود، یک راه حل آرام برای یک داستان پیچیده.

she prefers a non-dramatic approach to problem-solving, favoring careful analysis.

او ترجیح می‌دهد از یک رویکرد غیردراماتیک برای حل مشکلات استفاده کند و تحلیل دقیق را ترجیح می‌دهد.

he gave a non-dramatic response to the news, simply stating he needed time to process it.

او در پاسخ به این خبر، واکنشی غیردراماتیک نشان داد و صرفاً گفت که به زمان برای پردازش آن نیاز دارد.

the meeting was a non-dramatic affair, with polite discussion and no heated arguments.

جلسه یک رویداد غیردراماتیک بود، با بحث‌های مؤدبانه و بدون بحث‌های داغ.

the comedian opted for a non-dramatic style, relying on observational humor rather than big jokes.

کمدین یک سبک غیردراماتیک را انتخاب کرد و به جای شوخی‌های بزرگ، به شوخی‌های مبتنی بر مشاهده تکیه کرد.

their relationship was characterized by a non-dramatic stability and mutual respect.

رابطه آنها با ثبات و احترام متقابل غیردراماتیک مشخص می‌شد.

the company culture encourages a non-dramatic work environment, prioritizing collaboration and teamwork.

فرهنگ شرکت یک محیط کار غیردراماتیک را تشویق می‌کند و بر همکاری و کار گروهی اولویت می‌دهد.

he chose a non-dramatic color scheme for the living room, opting for neutral tones.

او برای اتاق نشیمن یک طرح رنگی غیردراماتیک انتخاب کرد و به جای آن از رنگ‌های خنثی استفاده کرد.

the play featured a non-dramatic subplot that subtly enhanced the main narrative.

نمایش شامل یک خط فرعی غیردراماتیک بود که به طور ظریفی روایت اصلی را تقویت می‌کرد.

she maintained a non-dramatic facade, concealing her true feelings behind a calm exterior.

او یک چهره غیردراماتیک حفظ کرد و احساسات واقعی خود را پشت یک ظاهر آرام پنهان می‌کرد.

the investigation proceeded in a non-dramatic fashion, meticulously gathering evidence.

تحقیقات به روشی غیردراماتیک پیش رفت و با دقت شواهد را جمع‌آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید