oppertunities

[ایالات متحده]/ˌɒpəˈtjuːnɪtiz/
[بریتانیا]/ˌɑːpərˈtuːnətiz/

ترجمه

n. شرایط یا امکانات مساعد برای پیشرفت یا موفقیت

جملات نمونه

there are many career opportunities in the technology sector.

در بخش فناوری، بسیاری از فرصت‌های شغلی وجود دارد.

the company offers excellent opportunities for professional growth.

شرکت فرصت‌های بسیار خوبی برای رشد حرفه‌ای ارائه می‌دهد.

students should take advantage of every learning opportunity.

دانشجویان باید از هر فرصت یادگیری استفاده کنند.

we must seize opportunities when they arise.

ما باید وقتی فرصت‌ها پیش می‌آیند، آنها را دستیابی کنیم.

the program creates equal opportunities for all participants.

این برنامه فرصت‌های مساوی برای همه شرکت‌کنندگان ایجاد می‌کند.

business opportunities in emerging markets are abundant.

فرصت‌های کسب و کار در بازارهای نوظهور فراوان است.

the internship provides valuable work experience and opportunities.

این کارآموزی تجربه کاری ارزشمند و فرصت‌هایی را فراهم می‌کند.

traveling abroad opens up new cultural opportunities.

سفر به خارج از کشور فرصت‌های فرهنگی جدیدی را باز می‌کند.

the scholarship gives talented students educational opportunities.

این بورسیه فرصت‌های آموزشی به دانشجویان با استعداد می‌دهد.

employees have opportunities to advance within the company.

کارکنان فرصت‌هایی برای پیشرفت درون شرکت دارند.

networking events create opportunities for professional connections.

رویدادهای شبکه‌سازی فرصت‌هایی برای ارتباطات حرفه‌ای ایجاد می‌کنند.

the government aims to provide employment opportunities in rural areas.

دولت قصد دارد فرصت‌های شغلی در مناطق روستایی فراهم کند.

the organization supports women and offers leadership development opportunities.

این سازمان زنان را حمایت می‌کند و فرصت‌های توسعه رهبری ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید