opportunisms

[ایالات متحده]/'ɒpətʃuːnɪz(ə)m/
[بریتانیا]/ˌɑpɚ'tunɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهره‌برداری از فرصت‌ها بدون توجه به اصول؛ عمل بهره‌برداری فوری از هر شرایطی، بدون ملاحظه اخلاق یا اصول

عبارات و ترکیب‌ها

political opportunism

فرصت‌طلبی سیاسی

economic opportunism

فرصت‌طلبی اقتصادی

جملات نمونه

The fall of the old regime provided fertile ground for opportunism.

سقوط رژیم قدیمی، بستری حاصلخیز برای فرصت‌طلبی فراهم کرد.

Opportunism consists of sacrificing fundamental interests in order to gain temporary,partial benefits.

فرصت‌طلبی به معنای قربانی کردن منافع اساسی به منظور دستیابی به منافع موقتی و جزئی است.

However, on the question of both unity and struggle, Right opportunism emerged in our Party in the form of Wang Ming's Right capitulationist mistakes.

با این حال، در رابطه با هم وحدت و هم مبارزه، فرصت‌طلبی راست در حزب ما به شکل اشتباهات دست‌مرغی راست‌گراانه وانگ مینگ ظاهر شد.

Our analysis of 188 foreign joint ventures in an emerging market suggests that opportunism increases with information unverifiability and law unenforceability.

تحلیل ما از 188 مشارکت مشترک خارجی در یک بازار نوظهور نشان می‌دهد که فرصت‌طلبی با عدم قابلیت تأیید اطلاعات و عدم اجرای قانون افزایش می‌یابد.

opportunism in career advancement

فرصت‌طلبی در پیشرفت شغلی

opportunism in personal development

فرصت‌طلبی در توسعه فردی

opportunism in social interactions

فرصت‌طلبی در تعاملات اجتماعی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید