ops

[ایالات متحده]/ɒps/
[بریتانیا]/ɑps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. دفتر تثبیت قیمت; دفتر ایمنی خطوط لوله

عبارات و ترکیب‌ها

ops team

تیم عملیات

dev ops

توسعه عملیات

ops manager

مدیر عملیات

ops center

مرکز عملیات

ops process

فرآیند عملیات

ops strategy

استراتژی عملیات

ops support

پشتیبانی عملیات

ops workflow

گردش کار عملیات

ops metrics

معیارهای عملیات

ops incident

حوادث عملیات

جملات نمونه

oops, i dropped my phone.

اوپس، تلفن همراه من افتاد.

oops, i forgot to send the email.

اوه، فراموش کردم ایمیل رو ارسال کنم.

oops, i made a mistake on the test.

اوه، توی امتحان اشتباه کردم.

oops, i accidentally deleted the file.

اوه، به طور تصادفی فایل رو حذف کردم.

oops, i spilled coffee on my shirt.

اوه، قهوه روی پیراهنم ریختم.

oops, i forgot my wallet at home.

اوه، کیف پولم رو خونه جا گذاشتم.

oops, i didn't mean to hurt your feelings.

اوه، نمی‌خواستم احساساتت رو جریحه دار کنم.

oops, i lost track of time!

اوه، زمان رو از دست دادم!

oops, i sent the message to the wrong person.

اوه، پیام رو برای شخص اشتباه فرستادم.

oops, i forgot to bring my notes.

اوه، یادم رفت یادداشت‌هام رو بیارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید