orbed

[ایالات متحده]/ɔːbd/
[بریتانیا]/ɔːrbd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کروی; دایره‌ای; کامل; کل
v. شکل گرفته به صورت یک کره; احاطه شده (فعل گذشته‌ی orb)

عبارات و ترکیب‌ها

star orbed

ستاره‌ای گرد

moon orbed

ماهی گرد

light orbed

نوری گرد

world orbed

جهانی گرد

life orbed

حیاتی گرد

heaven orbed

بهشتی گرد

fire orbed

آتشی گرد

time orbed

زمانی گرد

dream orbed

رویا گرد

shadow orbed

سایه‌ای گرد

جملات نمونه

the moon was orbed in a beautiful glow.

ماه درخشش زیبا بود.

the stars orbed around the night sky.

ستارگان در اطراف آسمان شب قرار داشتند.

the planet was orbed by its many moons.

سیاره توسط ده ها قمر خود احاطه شده بود.

she wore a necklace with orbed gems.

او یک گردنبند با سنگ های قیمتی دایره ای به تن داشت.

they observed the orbed structure of the atom.

آنها ساختار دایره ای اتم را مشاهده کردند.

the artist painted an orbed design on the canvas.

هنرمند یک طرح دایره ای روی بوم نقاشی کرد.

he described the orbed shape of the globe.

او شکل دایره ای کره زمین را توصیف کرد.

the orbed lights created a festive atmosphere.

چراغ های دایره ای فضایی جشن گونه ایجاد کردند.

they gazed at the orbed reflection in the water.

آنها به انعکاس دایره ای در آب خیره شدند.

the orbed cake was the centerpiece of the table.

کیک دایره ای قطعه اصلی میز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید