orbitally aligned
تراز مداری
orbitally challenged
چالش مداری
orbitally stable
مداری پایدار
orbitally shifting
جابجایی مداری
orbitally positioned
به صورت مداری موقعیت یافته
orbitally locked
مداری قفل شده
orbitally expanding
مداری در حال گسترش
orbitally rotating
مداری در حال چرخش
orbitally influenced
تحت تأثیر مدار
orbitally bound
مداری محدود
the satellite moved orbitally around the earth.
ماهواره به صورت مداری در اطراف زمین حرکت میکرد.
the new telescope could observe stars orbitally.
تلسکوپ جدید میتوانست ستارهها را به صورت مداری مشاهده کند.
planets orbitally circle the sun due to gravity.
سیارات به دلیل گرانش به صورت مداری به دور خورشید میچرخند.
the spacecraft was orbitally positioned for optimal data collection.
کاوشگر به صورت مداری در موقعیت مناسب برای جمعآوری داده قرار داشت.
the moon orbitally revolves around our planet.
ماه به صورت مداری به دور سیاره ما میچرخد.
the probe was orbitally inserted into mars' atmosphere.
کاوشگر به صورت مداری وارد جو مریخ شد.
the telescope's lens was designed to focus orbitally.
لنز تلسکوپ به گونهای طراحی شده بود که به صورت مداری متمرکز شود.
the debris field was orbitally mapped by the team.
منطقه زباله فضایی توسط تیم به صورت مداری نقشهبرداری شد.
the station maintained its orbitally stable position.
ایستگاه موقعیت مداری پایدار خود را حفظ کرد.
the satellite's path was precisely orbitally calculated.
مسیر ماهواره به طور دقیق به صورت مداری محاسبه شد.
the mission required an orbitally complex maneuver.
ماموریت به مانور پیچیدهای به صورت مداری نیاز داشت.
orbitally aligned
تراز مداری
orbitally challenged
چالش مداری
orbitally stable
مداری پایدار
orbitally shifting
جابجایی مداری
orbitally positioned
به صورت مداری موقعیت یافته
orbitally locked
مداری قفل شده
orbitally expanding
مداری در حال گسترش
orbitally rotating
مداری در حال چرخش
orbitally influenced
تحت تأثیر مدار
orbitally bound
مداری محدود
the satellite moved orbitally around the earth.
ماهواره به صورت مداری در اطراف زمین حرکت میکرد.
the new telescope could observe stars orbitally.
تلسکوپ جدید میتوانست ستارهها را به صورت مداری مشاهده کند.
planets orbitally circle the sun due to gravity.
سیارات به دلیل گرانش به صورت مداری به دور خورشید میچرخند.
the spacecraft was orbitally positioned for optimal data collection.
کاوشگر به صورت مداری در موقعیت مناسب برای جمعآوری داده قرار داشت.
the moon orbitally revolves around our planet.
ماه به صورت مداری به دور سیاره ما میچرخد.
the probe was orbitally inserted into mars' atmosphere.
کاوشگر به صورت مداری وارد جو مریخ شد.
the telescope's lens was designed to focus orbitally.
لنز تلسکوپ به گونهای طراحی شده بود که به صورت مداری متمرکز شود.
the debris field was orbitally mapped by the team.
منطقه زباله فضایی توسط تیم به صورت مداری نقشهبرداری شد.
the station maintained its orbitally stable position.
ایستگاه موقعیت مداری پایدار خود را حفظ کرد.
the satellite's path was precisely orbitally calculated.
مسیر ماهواره به طور دقیق به صورت مداری محاسبه شد.
the mission required an orbitally complex maneuver.
ماموریت به مانور پیچیدهای به صورت مداری نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید