orbited

[ایالات متحده]/ˈɔːbɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɔrbɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مسیر دایره‌ای یا بیضوی حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

orbited the moon

به دور ماه چرخید

orbited the earth

به دور زمین چرخید

orbited around mars

به دور مریخ چرخید

orbited in space

در فضا چرخید

orbited the planet

به دور سیاره چرخید

orbited the star

به دور ستاره چرخید

orbited the satellite

به دور ماهواره چرخید

orbited by comets

به دور دنباله‌دارها چرخید

orbited by planets

به دور سیارات چرخید

orbited in formation

در یک آرایش چرخید

جملات نمونه

the moon orbited the earth for millions of years.

ماه برای میلیون‌ها سال به دور زمین می‌چرخید.

satellites orbited the planet to gather data.

ماهواره‌ها برای جمع‌آوری داده‌ها به دور سیاره می‌چرخیدند.

the spacecraft orbited mars before landing.

سفینه فضایی قبل از فرود به دور مریخ می‌چرخید.

many stars orbited around the center of the galaxy.

ستاره‌های زیادی در اطراف مرکز کهکشان می‌چرخیدند.

the artificial satellite orbited the earth at high speed.

ماهواره مصنوعی با سرعت بالا به دور زمین می‌چرخید.

jupiter has dozens of moons that orbit it.

زحل ده‌ها قمر دارد که به دور آن می‌چرخند.

the planet orbited the sun in a stable path.

سیاره در یک مسیر پایدار به دور خورشید می‌چرخید.

they observed how the comet orbited the sun.

آنها نحوه چرخش دنباله‌دار به دور خورشید را مشاهده کردند.

earth orbited the sun while rotating on its axis.

زمین در حالی که به دور محور خود می‌چرخید، به دور خورشید می‌چرخید.

the space station orbited the earth every 90 minutes.

ایستگاه فضایی هر 90 دقیقه به دور زمین می‌چرخید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید