ordaining a minister
اعطای مقام به کشیش
ordaining a bishop
اعطای مقام به اسقف
ordaining clergy
اعطای مقام به روحانیون
ordaining priests
اعطای مقام به کشیشان
ordaining leaders
اعطای مقام به رهبران
ordaining deacons
اعطای مقام به خدمتکاران
ordaining officials
اعطای مقام به مقامات
ordaining roles
اعطای نقش
ordaining service
اعطای وظیفه
ordaining functions
اعطای عملکرد
they are ordaining a new minister this weekend.
آنها این آخر هفته یک کشیش جدید را منصوب میکنند.
the church is ordaining several deacons next month.
کلیسای آنها ماه آینده چندین کشیش را منصوب میکند.
she is excited about ordaining her first priest.
او از منصوب کردن اولین کشیش خود هیجانزده است.
the ceremony for ordaining the new bishops was grand.
مراسم منصوب کردن اسقفهای جدید باشکوه بود.
ordaining leaders is an important tradition in our community.
منصوب کردن رهبران یک سنت مهم در جامعه ما است.
he has been preparing for years before ordaining as a rabbi.
او سالها قبل از منصوب شدن به عنوان یک ربی آماده بوده است.
the process of ordaining requires thorough evaluation.
فرآیند منصوب کردن نیاز به ارزیابی کامل دارد.
she attended the conference on ordaining women in leadership roles.
او در کنفرانس منصوب کردن زنان در نقشهای رهبری شرکت کرد.
ordaining a new leader can bring fresh perspectives.
منصوب کردن یک رهبر جدید میتواند دیدگاههای جدیدی را به ارمغان بیاورد.
they are discussing the guidelines for ordaining new members.
آنها در مورد دستورالعملهای منصوب کردن اعضای جدید بحث میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید