oreshoot

[ایالات متحده]/ˈɔːʃuːt/
[بریتانیا]/ˈɔrʃuːt/

ترجمه

n. یک ذخیره معدنی غنی؛ یک بدنه معدنی غنی
Word Forms
جمعoreshoots

عبارات و ترکیب‌ها

oreshoot target

هدف مورد نظر

oreshoot limit

محدودیت مورد نظر

oreshoot score

نمره مورد نظر

oreshoot expectations

انتظارات مورد نظر

oreshoot performance

عملکرد مورد نظر

oreshoot goals

اهداف مورد نظر

oreshoot results

نتایج مورد نظر

oreshoot benchmarks

استانداردهای مورد نظر

oreshoot potential

ظرفیت مورد نظر

oreshoot standards

استانداردهای مورد نظر

جملات نمونه

we need to oreshoot the project deadline.

ما باید مهلت پروژه را به تعویق اندازیم.

it's important not to oreshoot your budget.

توجه به این نکته مهم است که بودجه خود را به تعویق نیندازید.

they decided to oreshoot their marketing campaign.

آنها تصمیم گرفتند کمپین بازاریابی خود را به تعویق بیاندازند.

we should oreshoot the meeting to next week.

ما باید جلسه را به هفته آینده به تعویق بیندازیم.

oreshooting the timeline can lead to better results.

به تعویق انداختن جدول زمانی می تواند منجر به نتایج بهتری شود.

it's wise to oreshoot your expectations for the project.

پسندیده است که انتظارات خود را برای پروژه به تعویق بیاندازید.

she plans to oreshoot her travel plans.

او قصد دارد برنامه های سفر خود را به تعویق بیاندازد.

oreshoot your goals to achieve more.

برای رسیدن به بیشتر، اهداف خود را به تعویق بیاندازید.

they want to oreshoot their product launch.

آنها می خواهند راه اندازی محصول خود را به تعویق بیاندازند.

to oreshoot the competition, they innovated their services.

برای به تعویق انداختن رقابت، آنها خدمات خود را نوآوری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید