| جمع | oreshoots |
oreshoot target
هدف مورد نظر
oreshoot limit
محدودیت مورد نظر
oreshoot score
نمره مورد نظر
oreshoot expectations
انتظارات مورد نظر
oreshoot performance
عملکرد مورد نظر
oreshoot goals
اهداف مورد نظر
oreshoot results
نتایج مورد نظر
oreshoot benchmarks
استانداردهای مورد نظر
oreshoot potential
ظرفیت مورد نظر
oreshoot standards
استانداردهای مورد نظر
we need to oreshoot the project deadline.
ما باید مهلت پروژه را به تعویق اندازیم.
it's important not to oreshoot your budget.
توجه به این نکته مهم است که بودجه خود را به تعویق نیندازید.
they decided to oreshoot their marketing campaign.
آنها تصمیم گرفتند کمپین بازاریابی خود را به تعویق بیاندازند.
we should oreshoot the meeting to next week.
ما باید جلسه را به هفته آینده به تعویق بیندازیم.
oreshooting the timeline can lead to better results.
به تعویق انداختن جدول زمانی می تواند منجر به نتایج بهتری شود.
it's wise to oreshoot your expectations for the project.
پسندیده است که انتظارات خود را برای پروژه به تعویق بیاندازید.
she plans to oreshoot her travel plans.
او قصد دارد برنامه های سفر خود را به تعویق بیاندازد.
oreshoot your goals to achieve more.
برای رسیدن به بیشتر، اهداف خود را به تعویق بیاندازید.
they want to oreshoot their product launch.
آنها می خواهند راه اندازی محصول خود را به تعویق بیاندازند.
to oreshoot the competition, they innovated their services.
برای به تعویق انداختن رقابت، آنها خدمات خود را نوآوری کردند.
oreshoot target
هدف مورد نظر
oreshoot limit
محدودیت مورد نظر
oreshoot score
نمره مورد نظر
oreshoot expectations
انتظارات مورد نظر
oreshoot performance
عملکرد مورد نظر
oreshoot goals
اهداف مورد نظر
oreshoot results
نتایج مورد نظر
oreshoot benchmarks
استانداردهای مورد نظر
oreshoot potential
ظرفیت مورد نظر
oreshoot standards
استانداردهای مورد نظر
we need to oreshoot the project deadline.
ما باید مهلت پروژه را به تعویق اندازیم.
it's important not to oreshoot your budget.
توجه به این نکته مهم است که بودجه خود را به تعویق نیندازید.
they decided to oreshoot their marketing campaign.
آنها تصمیم گرفتند کمپین بازاریابی خود را به تعویق بیاندازند.
we should oreshoot the meeting to next week.
ما باید جلسه را به هفته آینده به تعویق بیندازیم.
oreshooting the timeline can lead to better results.
به تعویق انداختن جدول زمانی می تواند منجر به نتایج بهتری شود.
it's wise to oreshoot your expectations for the project.
پسندیده است که انتظارات خود را برای پروژه به تعویق بیاندازید.
she plans to oreshoot her travel plans.
او قصد دارد برنامه های سفر خود را به تعویق بیاندازد.
oreshoot your goals to achieve more.
برای رسیدن به بیشتر، اهداف خود را به تعویق بیاندازید.
they want to oreshoot their product launch.
آنها می خواهند راه اندازی محصول خود را به تعویق بیاندازند.
to oreshoot the competition, they innovated their services.
برای به تعویق انداختن رقابت، آنها خدمات خود را نوآوری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید