origen

[ایالات متحده]/ˈɔːrɪdʒən/
[بریتانیا]/ˈɔrɪdʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نویسنده و الهی‌دان مسیحی از اسکندریه، مصر.

عبارات و ترکیب‌ها

place of origen

محل پیدایش

country of origen

کشور مبدا

origen of species

ریشه گونه‌ها

origen of life

ریشه حیات

cultural origen

ریشه فرهنگی

origen story

داستان ریشه

origen point

نقطه مبدا

origen theory

نظریه ریشه

origen document

سند ریشه

origen analysis

تحلیل ریشه

جملات نمونه

the origen of the species is a fascinating topic.

ریشه یورساله گونه یک موضوع جذاب است.

they traced the origen of the ancient artifact.

آنها ریشه اثر باستانی را ردیابی کردند.

understanding the origen of the problem is crucial.

درک ریشه مشکل بسیار مهم است.

the book discusses the origen of modern philosophy.

کتاب به بحث درباره ریشه فلسفه مدرن می پردازد.

her research focused on the origen of language.

تحقیقات او بر روی ریشه زبان متمرکز بود.

the origen of the festival dates back centuries.

ریشه جشنواره قرن ها قبل بوده است.

we need to explore the origen of these traditions.

ما باید ریشه این سنت ها را بررسی کنیم.

the origen of the river is located in the mountains.

ریشه رودخانه در کوه ها قرار دارد.

scientists are studying the origen of life on earth.

دانشمندان در حال مطالعه ریشه حیات روی زمین هستند.

the documentary reveals the origen of the conflict.

مستند ریشه درگیری را نشان می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید