orison

[ایالات متحده]/ˈɒrɪzən/
[بریتانیا]/ˈɔːrɪzən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دعا؛ یک فراخوانی
Word Forms
جمعorisons

عبارات و ترکیب‌ها

silent orison

نماز خاموش

daily orison

نماز روزانه

devout orison

نماز باوقار

heartfelt orison

نماز قلبی

gracious orison

نماز بخشنده

simple orison

نماز ساده

personal orison

نماز شخصی

evening orison

نماز شب

morning orison

نماز صبح

common orison

نماز معمول

جملات نمونه

he offered an orison for his friend's recovery.

او برای بهبودی دوستش نیایش کرد.

in times of trouble, she turned to orison for guidance.

در زمان سختی، او برای راهنمایی به نیایش روی آورد.

the community gathered for a collective orison.

جامعه برای نیایش جمعی گرد هم آمدند.

his orison was filled with hope and gratitude.

نیایش او سرشار از امید و قدردانی بود.

she whispered an orison before the big exam.

او قبل از امتحان بزرگ، نیایش را زمزمه کرد.

they believe that orison can change their fate.

آنها معتقدند که نیایش می تواند سرنوشت آنها را تغییر دهد.

the orison of the faithful echoed in the church.

نیایش متقیان در کلیسا طنین انداز شد.

he wrote his orison in a letter to god.

او نیایش خود را در نامه ای به خدا نوشت.

orison is often a source of comfort in difficult times.

نیایش اغلب منبعی از تسلی در زمان های سخت است.

she found peace through her daily orison.

او از طریق نیایش روزانه خود صلح یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید