| جمع | orisons |
silent orison
نماز خاموش
daily orison
نماز روزانه
devout orison
نماز باوقار
heartfelt orison
نماز قلبی
gracious orison
نماز بخشنده
simple orison
نماز ساده
personal orison
نماز شخصی
evening orison
نماز شب
morning orison
نماز صبح
common orison
نماز معمول
he offered an orison for his friend's recovery.
او برای بهبودی دوستش نیایش کرد.
in times of trouble, she turned to orison for guidance.
در زمان سختی، او برای راهنمایی به نیایش روی آورد.
the community gathered for a collective orison.
جامعه برای نیایش جمعی گرد هم آمدند.
his orison was filled with hope and gratitude.
نیایش او سرشار از امید و قدردانی بود.
she whispered an orison before the big exam.
او قبل از امتحان بزرگ، نیایش را زمزمه کرد.
they believe that orison can change their fate.
آنها معتقدند که نیایش می تواند سرنوشت آنها را تغییر دهد.
the orison of the faithful echoed in the church.
نیایش متقیان در کلیسا طنین انداز شد.
he wrote his orison in a letter to god.
او نیایش خود را در نامه ای به خدا نوشت.
orison is often a source of comfort in difficult times.
نیایش اغلب منبعی از تسلی در زمان های سخت است.
she found peace through her daily orison.
او از طریق نیایش روزانه خود صلح یافت.
silent orison
نماز خاموش
daily orison
نماز روزانه
devout orison
نماز باوقار
heartfelt orison
نماز قلبی
gracious orison
نماز بخشنده
simple orison
نماز ساده
personal orison
نماز شخصی
evening orison
نماز شب
morning orison
نماز صبح
common orison
نماز معمول
he offered an orison for his friend's recovery.
او برای بهبودی دوستش نیایش کرد.
in times of trouble, she turned to orison for guidance.
در زمان سختی، او برای راهنمایی به نیایش روی آورد.
the community gathered for a collective orison.
جامعه برای نیایش جمعی گرد هم آمدند.
his orison was filled with hope and gratitude.
نیایش او سرشار از امید و قدردانی بود.
she whispered an orison before the big exam.
او قبل از امتحان بزرگ، نیایش را زمزمه کرد.
they believe that orison can change their fate.
آنها معتقدند که نیایش می تواند سرنوشت آنها را تغییر دهد.
the orison of the faithful echoed in the church.
نیایش متقیان در کلیسا طنین انداز شد.
he wrote his orison in a letter to god.
او نیایش خود را در نامه ای به خدا نوشت.
orison is often a source of comfort in difficult times.
نیایش اغلب منبعی از تسلی در زمان های سخت است.
she found peace through her daily orison.
او از طریق نیایش روزانه خود صلح یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید