osculating

[ایالات متحده]/ˈɒskjʊleɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɑːskjʊleɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حال تماس یا تقاطع در یک نقطه واحد

عبارات و ترکیب‌ها

osculating circle

دایره ارغستنده

osculating plane

صفحه ارغستنده

osculating curve

منحنی ارغستنده

osculating tangent

مماس ارغستنده

osculating sphere

کره ارغستنده

osculating ellipse

بیضی ارغستنده

osculating geometry

هندسه ارغستنده

osculating function

تابع ارغستنده

osculating limit

حد ارغستنده

osculating sequence

دنباله ارغستنده

جملات نمونه

the planets are osculating around the sun in their orbits.

سیارات در مدار خود در حال دماسازی در اطراف خورشید هستند.

her emotions were osculating between joy and sadness.

احساسات او بین شادی و غم در حال دماسازی بود.

the two curves are osculating at that point on the graph.

دو منحنی در آن نقطه روی نمودار در حال دماسازی هستند.

he felt his thoughts osculating between different ideas.

او احساس کرد که افکارش بین ایده های مختلف در حال دماسازی هستند.

the car's tires were osculating as it went over the bumps.

در حالتی که ماشین از روی دست اندازها عبور می کرد، لاستیک های ماشین در حال دماسازی بودند.

the dancers' movements were osculating gracefully across the stage.

حرکات رقصندگان به طور ظریفانه در سراسر صحنه در حال دماسازی بود.

the stock prices were osculating wildly during the market crash.

قیمت سهام در طول سقوط بازار به طور وحشیانه در حال دماسازی بود.

his mood kept osculating throughout the day.

حالت او در طول روز به طور مداوم در حال دماسازی بود.

the sound waves were osculating as they traveled through the air.

امواج صوتی در حالتی که از طریق هوا حرکت می کردند، در حال دماسازی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید