osculator

[ایالات متحده]/ˈɒskjʊˌleɪtər/
[بریتانیا]/ˈɑːskjʊˌleɪtər/

ترجمه

n. یک دستگاه یا ابزار برای قطع کردن؛ یک قیچی
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the physicist demonstrated how the osculator calculates curvature.

فیزیک‌دان نشان داد که چگونه اوسکولاتور خمیدگی را محاسبه می‌کند.

mathematicians define the circle of curvature using an osculator.

ریاضیدان‌ها با استفاده از یک اوسکولاتور دایره خمیدگی را تعریف می‌کنند.

the kissing bug is technically known as an osculator.

گوزن خوش‌خواب به صورت فنی به عنوان یک اوسکولاتور شناخته می‌شود.

at the contact point, the osculator touches the curve.

در نقطه تماس، اوسکولاتور منحنی را لمس می‌کند.

modern geometry software includes a digital osculator function.

نرم‌افزارهای هندسه مدرن یک تابع اوسکولاتور دیجیتالی را شامل می‌شوند.

the radius of the osculator helps measure the bend.

شعاع اوسکولاتور به اندازه خمیدگی کمک می‌کند.

this mechanical osculator is a rare antique instrument.

این اوسکولاتور مکانیکی یک ابزار قدیمی نادر است.

he used an osculator to solve the geometric problem.

او از یک اوسکولاتور برای حل مسئله هندسی استفاده کرد.

the concept of the osculator is vital in differential calculus.

مفهوم اوسکولاتور در حساب دیفرانسیل بسیار مهم است.

scientists studied the motion using an osculator model.

دانشمندان حرکت را با استفاده از یک مدل اوسکولاتور مطالعه کردند.

every point on a smooth curve has a unique osculator.

هر نقطه روی یک منحنی نرم یک اوسکولاتور منحصر به فرد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید