outcries

[ایالات متحده]/ˈaʊtkraɪz/
[بریتانیا]/ˈaʊtkraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریادها یا فریادهای بلند؛ اعتراضات یا مخالفت‌های عمومی

عبارات و ترکیب‌ها

public outcries

اعتراضات عمومی

loud outcries

اعتراضات رسا

outcries for justice

اعتراضات برای عدالت

outcries of protest

اعتراضات

outcries against violence

اعتراضات علیه خشونت

outcries for change

اعتراضات برای تغییر

outcries of anger

اعتراضات خشم

outcries for help

اعتراضات برای کمک

outcries for freedom

اعتراضات برای آزادی

outcries of support

اعتراضات حمایت

جملات نمونه

there were loud outcries from the crowd during the protest.

واکنش‌های خشمگین و اعتراضات زیادی از سوی جمعیت در جریان اعتراضات وجود داشت.

the outcries for justice grew louder after the incident.

درخواست‌ها برای عدالت پس از حادثه بلندتر شد.

her outcries for help went unheard in the busy street.

فریادهای او برای کمک در خیابان شلوغ شنیده نشد.

outcries from the community led to immediate action from the authorities.

واکنش‌های جامعه منجر به اقدام فوری از سوی مقامات شد.

the outcries of the children echoed through the park.

فریادهای کودکان در سراسر پارک طنین‌انداز شد.

his outcries of frustration were heard by everyone in the room.

فریادهای او از سر ناامیدی توسط همه افراد حاضر در اتاق شنیده شد.

the outcries of protestors were met with police resistance.

فریادهای اعتراض‌کنندگان با مقاومت پلیس مواجه شد.

outcries for change are often the first step towards progress.

فریادها برای تغییر اغلب اولین قدم به سوی پیشرفت هستند.

she expressed her outcries through powerful poetry.

او فریادهای خود را از طریق شعر قدرتمند بیان کرد.

the outcries of the fans filled the stadium after the victory.

فریادهای طرفداران پس از پیروزی استادیوم را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید