outface

[ایالات متحده]/aʊt'feɪs/
[بریتانیا]/ˌaʊt'fes/

ترجمه

vt. بدون ترس یا ارعاب روبرو شدن; به گونه‌ای خیره شدن که ناراحت‌کننده باشد
n. شیب یا دامنه
Word Forms
قسمت سوم فعلoutfaced
زمان گذشتهoutfaced
صفت یا فعل حال استمراریoutfacing
شکل سوم شخص مفردoutfaces

عبارات و ترکیب‌ها

outface a challenge

مقابله با چالش

outface criticism

مقابله با انتقاد

outface an opponent

مقابله با حریف

outface the truth

مقابله با حقیقت

جملات نمونه

we dare to outface all kinds of hardships...... Though unattractive, we work hard regardless of criticism.

ما جسارت روبرو شدن با انواع سختی‌ها را داریم... اگرچه ظاهر جذابی ندارد، اما صرف نظر از انتقاد سخت تلاش می‌کنیم.

It is not only meet with precision of the outface of parts,but also can assure the precision of the inface of parts.And it is developped the traditional process mandrel spinning.

این نه تنها با دقت با نمای بیرونی قطعات مطابقت دارد، بلکه می تواند دقت نمای داخلی قطعات را نیز تضمین کند. و فرآیند سنتی اسپینینگ مندر توسعه یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید