outfaced

[ایالات متحده]/aʊtfeɪst/
[بریتانیا]/aʊtfeɪst/

ترجمه

v. با کسی به گونه‌ای مواجه شدن که او را ناراحت یا ترسانده کند

عبارات و ترکیب‌ها

outfaced the competition

غلبه بر رقابت

outfaced the challenge

غلبه بر چالش

outfaced my fears

غلبه بر ترس‌هایم

outfaced the odds

غلبه بر شانس‌ها

outfaced the critics

غلبه بر منتقدان

outfaced all doubts

غلبه بر همه تردیدها

outfaced the skeptics

غلبه بر شک‌گراها

outfaced the limits

غلبه بر محدودیت‌ها

outfaced the barriers

غلبه بر موانع

outfaced the past

غلبه بر گذشته

جملات نمونه

she outfaced her competitors in the final match.

او رقبای خود را در مسابقه نهایی شکست داد.

he outfaced his fears and gave a powerful speech.

او از ترس‌های خود غلبه کرد و یک سخنرانی قدرتمند ارائه داد.

the team outfaced all challenges to win the championship.

تیم بر همه چالش‌ها غلبه کرد تا قهرمانی را بدست آورد.

she outfaced her doubts and pursued her dreams.

او بر تردیدهای خود غلبه کرد و به دنبال رویاهایش رفت.

they outfaced the tough conditions during the expedition.

آنها در طول экспедиция بر شرایط سخت غلبه کردند.

he outfaced his rivals with his innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه خود بر رقبای خود غلبه کرد.

the athlete outfaced his injuries to compete.

ورزشکار بر مصدومیت‌های خود غلبه کرد تا مسابقه دهد.

she outfaced the critics and continued her work.

او بر منتقدان غلبه کرد و به کار خود ادامه داد.

they outfaced the market challenges with a new strategy.

آنها با یک استراتژی جدید بر چالش‌های بازار غلبه کردند.

he outfaced the obstacles in his path to success.

او بر موانع در مسیر موفقیت خود غلبه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید