outstare

[ایالات متحده]/aʊtˈsteə/
[بریتانیا]/aʊtˈstɛr/

ترجمه

vt. کسی را با نگاه خود شکست دادن یا ترساندن؛ به گونه‌ای به کسی خیره شدن که او نتواند پاسخ دهد
Word Forms
جمعoutstares
شکل سوم شخص مفردoutstares

عبارات و ترکیب‌ها

outstare the sun

برخورد با خورشید

outstare your fears

برخورد با ترس های خود

outstare the darkness

برخورد با تاریکی

outstare the crowd

برخورد با جمعیت

outstare the night

برخورد با شب

outstare the storm

برخورد با طوفان

outstare the challenge

برخورد با چالش

outstare the competition

برخورد با رقابت

outstare the enemy

برخورد با دشمن

outstare the future

برخورد با آینده

جملات نمونه

she tried to outstare the competition during the contest.

او تلاش کرد تا رقابت را در طول مسابقه از خود دور کند.

he can outstare anyone in a staring contest.

او می‌تواند در یک مسابقه چشم با چشم هر کسی را شکست دهد.

the cat seemed to outstare the dog with its fierce gaze.

به نظر می‌رسید گربه با نگاه خشمگین خود سگ را از خود دور می‌کند.

they had a silent challenge to outstare each other.

آنها یک چالش خاموش برای از خود دور کردن یکدیگر داشتند.

in the meeting, she tried to outstare her boss to make a point.

در جلسه، او تلاش کرد تا رئیس خود را از خود دور کند تا نکته‌ای را مطرح کند.

during the game, he managed to outstare his opponent.

در طول بازی، او موفق شد حریف خود را از خود دور کند.

the children laughed as they attempted to outstare each other.

کودکان در حالی که سعی می‌کردند یکدیگر را از خود دور کنند، خندیدند.

she was determined to outstare the intense sunset.

او مصمم بود غروب خورشید شدید را از خود دور کند.

he felt like he could outstare the entire audience.

او احساس می‌کرد می‌تواند کل تماشاچیان را از خود دور کند.

the fierce eagle seemed to outstare its prey from above.

باز شدید به نظر می‌رسید طعمه خود را از بالا از خود دور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید