outguessing

[ایالات متحده]/aʊtˈɡɛsɪŋ/
[بریتانیا]/aʊtˈɡɛsɪŋ/

ترجمه

v. عمل پیش بینی یا انتظار افکار یا اعمال کسی

عبارات و ترکیب‌ها

outguessing opponents

غلبه بر حریفان

outguessing rivals

غلبه بر رقیبان

outguessing the market

غلبه بر بازار

outguessing the future

غلبه بر آینده

outguessing each other

غلبه بر یکدیگر

outguessing the odds

غلبه بر احتمالات

outguessing strategies

غلبه بر استراتژی‌ها

outguessing trends

غلبه بر روندها

outguessing expectations

غلبه بر انتظارات

outguessing the system

غلبه بر سیستم

جملات نمونه

outguessing your opponents can give you a strategic advantage.

غلبه بر حریفان می‌تواند به شما برتری استراتژیک بدهد.

she excels at outguessing the market trends.

او در پیش‌بینی روند بازارها بسیار موفق است.

outguessing the competition is crucial in business.

غلبه بر رقبا در کسب و کار بسیار مهم است.

he spent years outguessing his rivals in chess.

او سال‌ها در شطرنج حریفان خود را پیش‌بینی می‌کرد.

outguessing the weather can be challenging.

پیش‌بینی آب و هوا می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

outguessing your friends can be a fun game.

پیش‌بینی دوستانتان می‌تواند یک بازی سرگرم‌کننده باشد.

he prides himself on outguessing everyone in negotiations.

او به خود می‌بالد که در مذاکرات همه را پیش‌بینی می‌کند.

outguessing the audience's reaction is part of the performance.

پیش‌بینی واکنش مخاطبان بخشی از اجرا است.

outguessing the trends in technology is essential for innovation.

پیش‌بینی روندها در فناوری برای نوآوری ضروری است.

she has a knack for outguessing customer preferences.

او در پیش‌بینی ترجیحات مشتریان استعداد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید