outmatched

[ایالات متحده]/aʊtˈmætʃt/
[بریتانیا]/aʊtˈmætʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراتر رفتن یا برتر بودن از

عبارات و ترکیب‌ها

outmatched opponent

حریف شکست‌خورده

outmatched team

تیم شکست‌خورده

outmatched player

بازیکن شکست‌خورده

outmatched skills

مهارت‌های شکست‌خورده

outmatched strategy

استراتژی شکست‌خورده

outmatched rivals

رقبای شکست‌خورده

outmatched resources

منابع شکست‌خورده

outmatched forces

نیروی شکست‌خورده

outmatched talent

استعداد شکست‌خورده

outmatched abilities

توانایی‌های شکست‌خورده

جملات نمونه

the team felt outmatched in the final game.

تیم در بازی نهایی احساس ناتوانی کرد.

he realized he was outmatched in the debate.

او متوجه شد که در بحث با حریفان خود کم آورده است.

despite their efforts, they were outmatched by the competition.

با وجود تلاش‌هایشان، آن‌ها در برابر رقابت از حریفان خود کم‌تر بودند.

she felt outmatched by her more experienced colleagues.

او احساس کرد که در برابر همکاران باتجربه‌تر خود کم آورده است.

the smaller team was outmatched from the start.

تیم کوچک‌تر از همان ابتدا کم‌تر بود.

in chess, he often outmatched his opponents.

در شطرنج، او اغلب حریفان خود را شکست می‌داد.

they were outmatched in terms of resources.

آن‌ها از نظر منابع کم‌تر بودند.

the athlete felt outmatched during the championship.

ورزشکار در طول مسابقات قهرمانی احساس ناتوانی کرد.

outmatched by technology, he struggled to keep up.

با توجه به اینکه از نظر فناوری کم آورد، او برای هماهنگی تلاش کرد.

she was outmatched in her first job interview.

او در اولین مصاحبه شغلی خود کم آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید