overpowered

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈpaʊəd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈpaʊərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از overpower; defeat; overwhelm (emotion); make unbearable

عبارات و ترکیب‌ها

overpowered opponent

حریف قدرتمند

overpowered by emotions

تحت تأثیر احساسات قرار گرفته

overpowered force

نیروی غالب

overpowered player

بازیکن قدرتمند

overpowered strategy

استراتژی غالب

overpowered character

شخصیت قدرتمند

overpowered weapon

سلاح قدرتمند

overpowered villain

شرور قدرتمند

overpowered hero

قهرمان قدرتمند

overpowered situation

وضعیت غالب

جملات نمونه

the hero felt overpowered by the villain's strength.

قهرمان احساس می‌کرد که تحت تأثیر قدرت شرور قرار گرفته است.

she was overpowered by emotions during the speech.

او در حین سخنرانی توسط احساسات تحت تأثیر قرار گرفت.

the team was overpowered in the final match.

تیم در مسابقه نهایی تحت تأثیر قرار گرفت.

he felt overpowered by the complexity of the task.

او احساس می‌کرد که تحت تأثیر پیچیدگی کار قرار گرفته است.

the storm overpowered the small boat.

طوفان قایق کوچک را تحت تأثیر قرار داد.

she was overpowered by the scent of the flowers.

او تحت تأثیر عطر گلها قرار گرفت.

the noise from the crowd overpowered the music.

صدای جمعیت موسیقی را تحت تأثیر قرار داد.

he felt overpowered by the responsibilities of his new job.

او احساس می‌کرد که تحت تأثیر مسئولیت‌های شغل جدیدش قرار گرفته است.

the excitement of the event overpowered her fears.

هیجان رویداد ترس‌های او را تحت تأثیر قرار داد.

they were overpowered by the sheer number of opponents.

آنها تحت تأثیر تعداد زیاد حریفان قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید