completely outpriced
کاملاً گرانتر از حد
outpriced housing
مسکن گرانتر از حد
outpriced goods
کالاهای گرانتر از حد
being outpriced
گرانتر از حد بودن
outpriced ourselves
خودمان را گرانتر از حد کردیم
outpriced the market
بازار را گرانتر از حد کردیم
outpriced services
خدمات گرانتر از حد
outpriced by competitors
توسط رقبا گرانتر از حد
outpriced customers
مشتریان گرانتر از حد
outpriced real estate
املاک گرانتر از حد
many young professionals feel completely outpriced by the current housing market in major cities.
بسیاری از جوانان حرفهای احساس میکنند که به دلیل بازار مسکن فعلی در شهرهای بزرگ، توانایی خرید ندارند.
the luxury brand accidentally outpriced themselves, resulting in a significant drop in sales.
این برند لوکس به طور تصادفی خود را گرانتر از حد معمول قیمتگذاری کرد که منجر به کاهش قابل توجه فروش شد.
small businesses are being outpriced by large corporations that can afford lower prices.
کسبوکارهای کوچک در حال حاضر گرانتر از شرکتهای بزرگ هستند که میتوانند قیمتهای پایینتری را تحمل کنند.
rent in this neighborhood has become so expensive that many families are outpriced.
اجاره در این محله آنقدر گران شده است که بسیاری از خانوادهها توانایی پرداخت آن را ندارند.
the new smartphone is excellent but outpriced for most consumers in developing countries.
گوشی هوشمند جدید عالی است اما برای اکثر مصرفکنندگان در کشورهای در حال توسعه، گران است.
some areas are severely outpriced, with average home prices several times the annual income of ordinary families.
برخی مناطق به شدت گران هستند، به طوری که قیمت متوسط خانهها چند برابر درآمد سالانه خانوادههای معمولی است.
as living costs soar, young people are increasingly being outpriced from the housing market.
با افزایش هزینههای زندگی، جوانان بیشتر و بیشتر از بازار مسکن دور میشوند.
local boutiques are struggling as they are outpriced by large retail chains.
بوتیکهای محلی با مشکل مواجه هستند زیرا در مقایسه با شبکههای خردهفروشی بزرگ، گرانتر هستند.
downtown parking fees have become so high that many drivers feel completely outpriced.
هزینههای پارکینگ در مرکز شهر آنقدر بالا رفته است که بسیاری از رانندگان احساس میکنند که توانایی پرداخت آن را ندارند.
concert tickets have reached such extreme prices that many fans feel outpriced.
قیمت بلیط کنسرتها به حدی رسیده است که بسیاری از طرفداران احساس میکنند که توانایی پرداخت آن را ندارند.
premium subscription services must be careful not to outprice their core customers.
خدمات اشتراک ویژه باید مراقب باشند که مشتریان اصلی خود را دور نکنند.
in many cities, middle-class residents are gradually being outpriced by rising urban development costs.
در بسیاری از شهرها، ساکنان طبقه متوسط به تدریج در حال دور شدن به دلیل افزایش هزینههای توسعه شهری هستند.
completely outpriced
کاملاً گرانتر از حد
outpriced housing
مسکن گرانتر از حد
outpriced goods
کالاهای گرانتر از حد
being outpriced
گرانتر از حد بودن
outpriced ourselves
خودمان را گرانتر از حد کردیم
outpriced the market
بازار را گرانتر از حد کردیم
outpriced services
خدمات گرانتر از حد
outpriced by competitors
توسط رقبا گرانتر از حد
outpriced customers
مشتریان گرانتر از حد
outpriced real estate
املاک گرانتر از حد
many young professionals feel completely outpriced by the current housing market in major cities.
بسیاری از جوانان حرفهای احساس میکنند که به دلیل بازار مسکن فعلی در شهرهای بزرگ، توانایی خرید ندارند.
the luxury brand accidentally outpriced themselves, resulting in a significant drop in sales.
این برند لوکس به طور تصادفی خود را گرانتر از حد معمول قیمتگذاری کرد که منجر به کاهش قابل توجه فروش شد.
small businesses are being outpriced by large corporations that can afford lower prices.
کسبوکارهای کوچک در حال حاضر گرانتر از شرکتهای بزرگ هستند که میتوانند قیمتهای پایینتری را تحمل کنند.
rent in this neighborhood has become so expensive that many families are outpriced.
اجاره در این محله آنقدر گران شده است که بسیاری از خانوادهها توانایی پرداخت آن را ندارند.
the new smartphone is excellent but outpriced for most consumers in developing countries.
گوشی هوشمند جدید عالی است اما برای اکثر مصرفکنندگان در کشورهای در حال توسعه، گران است.
some areas are severely outpriced, with average home prices several times the annual income of ordinary families.
برخی مناطق به شدت گران هستند، به طوری که قیمت متوسط خانهها چند برابر درآمد سالانه خانوادههای معمولی است.
as living costs soar, young people are increasingly being outpriced from the housing market.
با افزایش هزینههای زندگی، جوانان بیشتر و بیشتر از بازار مسکن دور میشوند.
local boutiques are struggling as they are outpriced by large retail chains.
بوتیکهای محلی با مشکل مواجه هستند زیرا در مقایسه با شبکههای خردهفروشی بزرگ، گرانتر هستند.
downtown parking fees have become so high that many drivers feel completely outpriced.
هزینههای پارکینگ در مرکز شهر آنقدر بالا رفته است که بسیاری از رانندگان احساس میکنند که توانایی پرداخت آن را ندارند.
concert tickets have reached such extreme prices that many fans feel outpriced.
قیمت بلیط کنسرتها به حدی رسیده است که بسیاری از طرفداران احساس میکنند که توانایی پرداخت آن را ندارند.
premium subscription services must be careful not to outprice their core customers.
خدمات اشتراک ویژه باید مراقب باشند که مشتریان اصلی خود را دور نکنند.
in many cities, middle-class residents are gradually being outpriced by rising urban development costs.
در بسیاری از شهرها، ساکنان طبقه متوسط به تدریج در حال دور شدن به دلیل افزایش هزینههای توسعه شهری هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید