outraging

[ایالات متحده]/ˈaʊtreɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈaʊtreɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد احساسات شدید خشم یا شوک

عبارات و ترکیب‌ها

outraging behavior

رفتار تحریک‌آمیز

outraging comments

نظرات تحریک‌آمیز

outraging actions

اقدامات تحریک‌آمیز

outraging news

اخبار تحریک‌آمیز

outraging incident

واقعه تحریک‌آمیز

outraging statement

اظهارات تحریک‌آمیز

outraging situation

وضعیت تحریک‌آمیز

outraging policy

سیاست تحریک‌آمیز

outraging decision

تصمیم تحریک‌آمیز

outraging event

رویداد تحریک‌آمیز

جملات نمونه

the policy was outraging many citizens.

سیاست باعث خشم بسیاری از شهروندان شد.

outraging the public is not a good strategy.

خشمگین کردن مردم یک استراتژی خوب نیست.

his comments were outraging to the community.

اظهارات او برای جامعه خشم‌آور بود.

the decision was seen as outraging by activists.

تصمیم توسط فعالان خشم‌آور تلقی شد.

outraging the audience can lead to backlash.

خشمگین کردن مخاطبان می‌تواند منجر به واکنش منفی شود.

they were outraging over the unfair treatment.

آنها در مورد رفتار ناعادلانه خشمگین بودند.

the news article was outraging to many readers.

مقاله خبری برای بسیاری از خوانندگان خشم‌آور بود.

outraging the fans can damage a brand's reputation.

خشمگین کردن طرفداران می‌تواند به شهرت یک برند آسیب برساند.

his behavior was considered outraging by his peers.

رفتار او توسط همسالانش خشم‌آور تلقی می‌شد.

outraging people online can have serious consequences.

خشمگین کردن مردم آنلاین می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید