outranked by
به برتری رسید توسط
outranked others
به برتری رسید بر دیگران
outranked significantly
به طور قابل توجهی برتر بود
outranked easily
به راحتی برتر بود
outranked consistently
به طور مداوم برتر بود
outranked completely
به طور کامل برتر بود
outranked quickly
به سرعت برتر بود
outranked recently
به تازگی برتر بود
outranked previously
قبلاً برتر بود
outranked entirely
به طور کامل برتر بود
he outranked everyone in the competition.
او از همه در مسابقه پیشی گرفت.
she felt proud to have outranked her peers.
او احساس افتخار کرد که از همسالان خود پیشی گرفته است.
the general outranked all other officers.
ژنرال از همه افسران دیگر برتر بود.
in the company, he outranked his colleagues.
در شرکت، او از همکاران خود برتر بود.
they were surprised to learn she had outranked them.
آنها از این که متوجه شدند او از آنها برتر است، متعجب شدند.
his achievements outranked those of his predecessor.
دستاوردهای او از دستاوردهای پیشرو بهتر بودند.
she was excited to have finally outranked her rivals.
او از اینکه بالاخره از رقبای خود پیشی گرفته بود هیجانزده بود.
the new policy outranked the old regulations.
سیاست جدید بر مقررات قدیمی اولویت داشت.
he was determined to outrank his former self.
او مصمم بود که از خود قبلی خود پیشی بگیرد.
in the rankings, she consistently outranked her teammates.
در رتبهبندی، او به طور مداوم از هم تیمی های خود برتر بود.
outranked by
به برتری رسید توسط
outranked others
به برتری رسید بر دیگران
outranked significantly
به طور قابل توجهی برتر بود
outranked easily
به راحتی برتر بود
outranked consistently
به طور مداوم برتر بود
outranked completely
به طور کامل برتر بود
outranked quickly
به سرعت برتر بود
outranked recently
به تازگی برتر بود
outranked previously
قبلاً برتر بود
outranked entirely
به طور کامل برتر بود
he outranked everyone in the competition.
او از همه در مسابقه پیشی گرفت.
she felt proud to have outranked her peers.
او احساس افتخار کرد که از همسالان خود پیشی گرفته است.
the general outranked all other officers.
ژنرال از همه افسران دیگر برتر بود.
in the company, he outranked his colleagues.
در شرکت، او از همکاران خود برتر بود.
they were surprised to learn she had outranked them.
آنها از این که متوجه شدند او از آنها برتر است، متعجب شدند.
his achievements outranked those of his predecessor.
دستاوردهای او از دستاوردهای پیشرو بهتر بودند.
she was excited to have finally outranked her rivals.
او از اینکه بالاخره از رقبای خود پیشی گرفته بود هیجانزده بود.
the new policy outranked the old regulations.
سیاست جدید بر مقررات قدیمی اولویت داشت.
he was determined to outrank his former self.
او مصمم بود که از خود قبلی خود پیشی بگیرد.
in the rankings, she consistently outranked her teammates.
در رتبهبندی، او به طور مداوم از هم تیمی های خود برتر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید