outranked

[ایالات متحده]/aʊtˈræŋkt/
[بریتانیا]/aʊtˈræŋkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالاترین رتبه یا وضعیت داشتن نسبت به کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

outranked by

به برتری رسید توسط

outranked others

به برتری رسید بر دیگران

outranked significantly

به طور قابل توجهی برتر بود

outranked easily

به راحتی برتر بود

outranked consistently

به طور مداوم برتر بود

outranked completely

به طور کامل برتر بود

outranked quickly

به سرعت برتر بود

outranked recently

به تازگی برتر بود

outranked previously

قبلاً برتر بود

outranked entirely

به طور کامل برتر بود

جملات نمونه

he outranked everyone in the competition.

او از همه در مسابقه پیشی گرفت.

she felt proud to have outranked her peers.

او احساس افتخار کرد که از همسالان خود پیشی گرفته است.

the general outranked all other officers.

ژنرال از همه افسران دیگر برتر بود.

in the company, he outranked his colleagues.

در شرکت، او از همکاران خود برتر بود.

they were surprised to learn she had outranked them.

آنها از این که متوجه شدند او از آنها برتر است، متعجب شدند.

his achievements outranked those of his predecessor.

دستاوردهای او از دستاوردهای پیش‌رو بهتر بودند.

she was excited to have finally outranked her rivals.

او از اینکه بالاخره از رقبای خود پیشی گرفته بود هیجان‌زده بود.

the new policy outranked the old regulations.

سیاست جدید بر مقررات قدیمی اولویت داشت.

he was determined to outrank his former self.

او مصمم بود که از خود قبلی خود پیشی بگیرد.

in the rankings, she consistently outranked her teammates.

در رتبه‌بندی، او به طور مداوم از هم تیمی های خود برتر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید