outridden by
برابر با
outridden horse
اسبی که برتر شده
outridden rider
سوار برتر
outridden path
مسیر برتر
outridden limits
محدودیتهای برتر
outridden expectations
انتظارات برتر
outridden goals
اهداف برتر
outridden standards
استانداردهای برتر
outridden challenges
چالشهای برتر
outridden competition
رقابت برتر
his skills have been outridden by younger competitors.
مهارتهای او توسط رقبای جوانتر پشت سر گذاشته شده است.
the technology has been outridden by newer innovations.
این فناوری توسط نوآوریهای جدیدتر پشت سر گذاشته شده است.
she felt that her experience had been outridden by recent developments.
او احساس کرد که تجربه او توسط تحولات اخیر پشت سر گذاشته شده است.
in the fast-paced world, trends can be outridden quickly.
در دنیای پرشتاب، روندها میتوانند به سرعت پشت سر گذاشته شوند.
his old methods were outridden by modern techniques.
روشهای قدیمی او توسط تکنیکهای مدرن پشت سر گذاشته شدند.
many traditional practices have been outridden by contemporary approaches.
بسیاری از روشهای سنتی توسط رویکردهای معاصر پشت سر گذاشته شدهاند.
outridden by advancements, the old software became obsolete.
با پیشرفتها پشت سر گذاشته شده، نرمافزار قدیمی منسوخ شد.
her ideas were outridden by the latest research findings.
ایدههای او توسط آخرین یافتههای تحقیقاتی پشت سر گذاشته شدند.
the older generation often feels outridden by the youth.
نسلهای قدیمی اغلب احساس میکنند که توسط جوانان پشت سر گذاشته شدهاند.
his achievements have been outridden by the new record holders.
دستاوردهای او توسط رکوردداران جدید پشت سر گذاشته شدهاند.
outridden by
برابر با
outridden horse
اسبی که برتر شده
outridden rider
سوار برتر
outridden path
مسیر برتر
outridden limits
محدودیتهای برتر
outridden expectations
انتظارات برتر
outridden goals
اهداف برتر
outridden standards
استانداردهای برتر
outridden challenges
چالشهای برتر
outridden competition
رقابت برتر
his skills have been outridden by younger competitors.
مهارتهای او توسط رقبای جوانتر پشت سر گذاشته شده است.
the technology has been outridden by newer innovations.
این فناوری توسط نوآوریهای جدیدتر پشت سر گذاشته شده است.
she felt that her experience had been outridden by recent developments.
او احساس کرد که تجربه او توسط تحولات اخیر پشت سر گذاشته شده است.
in the fast-paced world, trends can be outridden quickly.
در دنیای پرشتاب، روندها میتوانند به سرعت پشت سر گذاشته شوند.
his old methods were outridden by modern techniques.
روشهای قدیمی او توسط تکنیکهای مدرن پشت سر گذاشته شدند.
many traditional practices have been outridden by contemporary approaches.
بسیاری از روشهای سنتی توسط رویکردهای معاصر پشت سر گذاشته شدهاند.
outridden by advancements, the old software became obsolete.
با پیشرفتها پشت سر گذاشته شده، نرمافزار قدیمی منسوخ شد.
her ideas were outridden by the latest research findings.
ایدههای او توسط آخرین یافتههای تحقیقاتی پشت سر گذاشته شدند.
the older generation often feels outridden by the youth.
نسلهای قدیمی اغلب احساس میکنند که توسط جوانان پشت سر گذاشته شدهاند.
his achievements have been outridden by the new record holders.
دستاوردهای او توسط رکوردداران جدید پشت سر گذاشته شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید