outsizes

[ایالات متحده]/ˈaʊtsaɪz/
[بریتانیا]/ˈaʊtsaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرطبیعی بزرگ
n. یک اندازه فوق العاده بزرگ

جملات نمونه

An outsize cotton shoes was mounted on a huge float and paraded through the main street.

یک جفت کفش‌های پنبه‌ای بزرگ‌جثه روی یک شناور بزرگ نصب شده و در خیابان اصلی رژه رفتند.

an outsize figure in the industry

یک چهره بزرگ در صنعت

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید