outweighing

[ایالات متحده]/aʊtˈweɪɪŋ/
[بریتانیا]/aʊtˈweɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بزرگتر بودن از نظر وزن؛ مهم‌تر یا با ارزش‌تر بودن از

عبارات و ترکیب‌ها

outweighing benefits

برتری بر مزایا

outweighing risks

برتری بر خطرات

outweighing costs

برتری بر هزینه‌ها

outweighing factors

برتری بر عوامل

outweighing concerns

برتری بر نگرانی‌ها

outweighing evidence

برتری بر شواهد

outweighing advantages

برتری بر مزایا

outweighing drawbacks

برتری بر معایب

outweighing priorities

برتری بر اولویت‌ها

outweighing implications

برتری بر پیامدها

جملات نمونه

her passion for art is outweighing her fear of failure.

اشتیاق او به هنر بر ترس از شکست غلبه می‌کند.

the benefits of the new policy are outweighing the drawbacks.

مزایای سیاست جدید، معایب آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

in this debate, facts are outweighing opinions.

در این بحث، واقعیت‌ها نظرات را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

the joy of traveling often outweighs the stress of planning.

شادی سفر کردن اغلب بر استرس برنامه‌ریزی غلبه می‌کند.

her achievements are outweighing her past mistakes.

دستاوردهای او بر اشتباهات گذشته‌اش غلبه می‌کنند.

in this case, the risks are outweighing the potential rewards.

در این مورد، خطرات پاداش‌های بالقوه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

his dedication to the project is outweighing his personal interests.

تعهد او به پروژه، علایق شخصی‌اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the long-term effects of climate change are outweighing short-term benefits.

اثرات بلندمدت تغییرات آب و هوایی، مزایای کوتاه‌مدت را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

the love for family is outweighing the desire for independence.

عشق به خانواده بر تمایل به استقلال غلبه می‌کند.

in the end, the positive feedback is outweighing the negative comments.

در نهایت، بازخورد مثبت، نظرات منفی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید