ovals

[ایالات متحده]/ˈəʊvəlz/
[بریتانیا]/ˈoʊvəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشکالی شبیه تخم‌مرغ یا بیضی؛ اشیایی که بیضی یا شکل تخم‌مرغی دارند

عبارات و ترکیب‌ها

colored ovals

بیضی‌های رنگی

large ovals

بیضی‌های بزرگ

oval shapes

شکل‌های بیضی

oval patterns

الگوهای بیضی

filled ovals

بیضی‌های پرشده

oval designs

طرح‌های بیضی

oval frames

قاب‌های بیضی

oval figures

تصاویر بیضی

oval objects

اشیاء بیضی

oval borders

مرزهای بیضی

جملات نمونه

she drew several ovals on the paper.

او چندین بیضی روی کاغذ کشید.

the artist used ovals to create a unique design.

هنرمند از بیضی ها برای ایجاد یک طرح منحصر به فرد استفاده کرد.

we need to measure the area of the ovals.

ما باید مساحت بیضی ها را اندازه گیری کنیم.

ovals are often used in modern graphic design.

بیضی ها اغلب در طراحی گرافیک مدرن استفاده می شوند.

he prefers ovals over circles for his artwork.

او ترجیح می دهد برای آثار هنری خود بیضی ها را به دایره ها ترجیح دهد.

the table was set with oval plates.

میز با بشقاب های بیضی چیده شده بود.

she wore an oval pendant around her neck.

او یک آویز بیضی دور گردنش انداخت.

ovals can represent infinity in some cultures.

بیضی ها می توانند در برخی فرهنگ ها بی نهایت را نشان دهند.

the garden featured ovals of colorful flowers.

باغ دارای بیضی های گل های رنگارنگ بود.

he created an animation with bouncing ovals.

او یک انیمیشن با بیضی های پرش ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید