overcaution kills
احتیاط بیش از حد میکشد
overcaution leads
احتیاط بیش از حد هدایت میکند
overcaution breeds
احتیاط بیش از حد به وجود میآورد
overcaution limits
احتیاط بیش از حد محدود میکند
overcaution prevents
احتیاط بیش از حد جلوگیری میکند
overcaution hinders
احتیاط بیش از حد مانع میشود
overcaution stifles
احتیاط بیش از حد خفه میکند
overcaution affects
احتیاط بیش از حد تحت تأثیر قرار میدهد
overcaution undermines
احتیاط بیش از حد تضعیف میکند
overcaution hampers
احتیاط بیش از حد دچار مشکل میکند
his overcaution in decision-making often leads to missed opportunities.
احتیاط بیش از حد او در تصمیمگیری اغلب منجر به از دست دادن فرصتها میشود.
overcaution can hinder progress in innovative projects.
احتیاط بیش از حد میتواند پیشرفت در پروژههای نوآورانه را مختل کند.
while safety is important, overcaution can create unnecessary delays.
در حالی که ایمنی مهم است، احتیاط بیش از حد میتواند تأخیرهای غیرضروری ایجاد کند.
his overcaution made him hesitant to take risks.
احتیاط بیش از حد او باعث شد که در پذیرش ریسک مردد باشد.
she approached the project with overcaution, fearing failure.
او با احتیاط بیش از حد به پروژه نزدیک شد و از شکست میترسید.
overcaution in financial investments can limit potential gains.
احتیاط بیش از حد در سرمایهگذاریهای مالی میتواند سود احتمالی را محدود کند.
his overcaution in planning resulted in a lack of spontaneity.
احتیاط بیش از حد او در برنامهریزی منجر به فقدان خودجوشی شد.
overcaution can prevent teams from achieving their full potential.
احتیاط بیش از حد میتواند مانع از دستیابی تیمها به پتانسیل کامل خود شود.
they criticized her for her overcaution during the negotiations.
آنها او را به دلیل احتیاط بیش از حد او در طول مذاکرات مورد انتقاد قرار دادند.
overcaution in communication can lead to misunderstandings.
احتیاط بیش از حد در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
overcaution kills
احتیاط بیش از حد میکشد
overcaution leads
احتیاط بیش از حد هدایت میکند
overcaution breeds
احتیاط بیش از حد به وجود میآورد
overcaution limits
احتیاط بیش از حد محدود میکند
overcaution prevents
احتیاط بیش از حد جلوگیری میکند
overcaution hinders
احتیاط بیش از حد مانع میشود
overcaution stifles
احتیاط بیش از حد خفه میکند
overcaution affects
احتیاط بیش از حد تحت تأثیر قرار میدهد
overcaution undermines
احتیاط بیش از حد تضعیف میکند
overcaution hampers
احتیاط بیش از حد دچار مشکل میکند
his overcaution in decision-making often leads to missed opportunities.
احتیاط بیش از حد او در تصمیمگیری اغلب منجر به از دست دادن فرصتها میشود.
overcaution can hinder progress in innovative projects.
احتیاط بیش از حد میتواند پیشرفت در پروژههای نوآورانه را مختل کند.
while safety is important, overcaution can create unnecessary delays.
در حالی که ایمنی مهم است، احتیاط بیش از حد میتواند تأخیرهای غیرضروری ایجاد کند.
his overcaution made him hesitant to take risks.
احتیاط بیش از حد او باعث شد که در پذیرش ریسک مردد باشد.
she approached the project with overcaution, fearing failure.
او با احتیاط بیش از حد به پروژه نزدیک شد و از شکست میترسید.
overcaution in financial investments can limit potential gains.
احتیاط بیش از حد در سرمایهگذاریهای مالی میتواند سود احتمالی را محدود کند.
his overcaution in planning resulted in a lack of spontaneity.
احتیاط بیش از حد او در برنامهریزی منجر به فقدان خودجوشی شد.
overcaution can prevent teams from achieving their full potential.
احتیاط بیش از حد میتواند مانع از دستیابی تیمها به پتانسیل کامل خود شود.
they criticized her for her overcaution during the negotiations.
آنها او را به دلیل احتیاط بیش از حد او در طول مذاکرات مورد انتقاد قرار دادند.
overcaution in communication can lead to misunderstandings.
احتیاط بیش از حد در ارتباطات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید