paranoid

[ایالات متحده]/'pærənɒɪd/
[بریتانیا]/'pærənɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشخصه‌ای از سوءظن یا بی‌اعتمادی بیش از حد؛ متعلق به یا معمولی از پارانویا
n. شخصی که از پارانویا رنج می‌برد؛ شخصی با توهمات پارانوئیدی.

جملات نمونه

a paranoid suspicion that the phone might be bugged.

یک سوءظن پارانوید که ممکن است تلفن شنود داشته باشد.

My father is paranoid about being robbed.

پدرم در مورد اینکه دزدیده شود پارانوید است.

They then become paranoid, as they might turnon each other.

سپس آنها پارانوید می شوند، زیرا ممکن است به یکدیگر خیانت کنند.

you think I'm paranoid but I tell you there is something going on.

فکر می کنید من پارانویدم اما می گویم مشکلی وجود دارد.

My father locks every door in the house as he is paranoid about being robbed.

پدرم تمام درهای خانه را قفل می کند زیرا در مورد اینکه دزدیده شود پارانوید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید