The hotel was accused of overcharging customers for room service.
هتل متهم به بیشحساب کردن هزینه خدمات اتاق برای مشتریان شد.
I refuse to pay an overcharge for a simple repair job.
من از پرداخت هزینه اضافی برای یک کار تعمیر ساده امتناع میکنم.
The shop was caught overcharging customers for items on sale.
فروشگاه در حال فریب مشتریان برای کالاهای با تخفیف به دست آمده بود.
Make sure to check your bill to avoid being overcharged at the restaurant.
مطمئن شوید فاکتور خود را بررسی کنید تا از پرداخت هزینه اضافی در رستوران جلوگیری کنید.
The company was fined for overcharging customers for shipping fees.
شرکت به دلیل بیشحساب کردن هزینه حمل و نقل برای مشتریان جریمه شد.
She felt cheated when she realized she had been overcharged for the car repair.
او احساس کلاهبرداری کرد وقتی متوجه شد که برای تعمیر خودرو هزینه اضافی پرداخت کرده است.
The electrician tried to overcharge us for fixing a simple wiring issue.
الکتریسیان سعی کرد هزینه اضافی برای رفع مشکل سیمکشی ساده از ما بگیرد.
Customers should be aware of their rights to avoid being overcharged by businesses.
مشتریان باید از حقوق خود برای جلوگیری از بیشحساب کردن هزینه توسط مشاغل آگاه باشند.
The mechanic apologized for accidentally overcharging us for the car parts.
مکانیک به دلیل شارژ تصادفی بیش از حد برای قطعات خودرو از ما عذرخواهی کرد.
The government implemented stricter regulations to prevent companies from overcharging consumers.
دولت مقررات سختگیرانهتری برای جلوگیری از بیشحساب کردن هزینه شرکتها از مصرفکنندگان اجرا کرد.
This is to avoid getting overcharged.
این برای جلوگیری از پرداخت بیش از حد است.
منبع: Buzzfeed Women's Fashion TalkSo this is probably where that overcharging myth comes from.
پس احتمالاً این همان خرافه مربوط به شارژ بیش از حد است.
منبع: Popular Science EssaysThe taxi driver overcharged me for the ride to the airport.
راننده تاکسی من را برای رفتن به فرودگاه بیش از حد شارژ کرد.
منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000The court said Mr Maluf had overcharged on construction projects. He denied the charges.
دادگاه گفت آقای مالوف در پروژه های ساختمانی بیش از حد هزینه کرده است. او اتهامات را رد کرد.
منبع: BBC Listening November 2012 CollectionIf there's a part of a fish they can overcharge for, we have it.
اگر بخشی از ماهی وجود دارد که بتوانند بیش از حد برای آن هزینه کنند، ما آن را داریم.
منبع: Desperate Housewives Season 7But don't you think it annoying to overcharge the customers by such a handsome margin?
اما فکر نمی کنید که با چنین حاشیه سود بزرگی، مشتریان را بیش از حد شارژ کردن آزاردهنده است؟
منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for ForeignersThe president answered, informing Mr. Morehouse that all claims for overcharge should be sent to the Claims Department.
رئیس جمهور پاسخ داد و به آقای مورهاوس اطلاع داد که تمام ادعاهای مربوط به شارژ بیش از حد باید به بخش ادعاها ارسال شود.
منبع: VOA Special March 2019 CollectionAnd the commercial approach was to rip off consumers by overcharging for stale content packaged into oversized bundles.
و رویکرد تجاری این بود که با شارژ بیش از حد برای محتوای قدیمی که در بسته های بزرگ ارائه می شود، مصرف کنندگان را فریب دهند.
منبع: The Economist (Summary)The President of Venezuela Nicolas Maduro has called on the authorities to start detaining retailers who overcharge people.
رئیس جمهور ونزوئلا نیکلاس مادورو از مقامات خواسته است تا خرده فروشان را که مردم را بیش از حد شارژ می کنند، دستگیر کنند.
منبع: BBC Listening Collection December 2013Lithium-ion batteries do get damaged if they're overcharged but the batteries and chargers are usually designed to stop charging before that happens.
باتری های لیتیوم یونی آسیب می بینند اگر بیش از حد شارژ شوند، اما معمولاً باتری ها و شارژرها به گونه ای طراحی شده اند که قبل از آن از شارژ شدن جلوگیری کنند.
منبع: Scishow Selected Seriesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید