overcorrect behavior
رفتار بیشتصحیح
overcorrect mistakes
اشتباهات بیشتصحیح
overcorrect actions
اقدامات بیشتصحیح
overcorrect response
پاسخ بیشتصحیح
overcorrect tendencies
تمایلات بیشتصحیح
overcorrect judgment
قضاوت بیشتصحیح
overcorrect approach
رویکرد بیشتصحیح
overcorrect strategy
استراتژی بیشتصحیح
overcorrect adjustments
تنظیمات بیشتصحیح
overcorrect feedback
بازخورد بیشتصحیح
sometimes, people tend to overcorrect their mistakes.
گاهی اوقات، مردم تمایل دارند اشتباهات خود را بیش از حد اصلاح کنند.
overcorrecting can lead to new problems.
اصلاح بیش از حد میتواند منجر به مشکلات جدید شود.
it's easy to overcorrect when you receive feedback.
وقتی بازخورد دریافت میکنید، اصلاح بیش از حد آسان است.
she tends to overcorrect her writing style.
او تمایل دارد سبک نوشتاری خود را بیش از حد اصلاح کند.
overcorrecting can make your speech sound unnatural.
اصلاح بیش از حد میتواند باعث شود لحن گفتار شما غیرطبیعی به نظر برسد.
he overcorrected his approach to the project.
او رویکرد خود را نسبت به پروژه بیش از حد اصلاح کرد.
don't overcorrect; just make small adjustments.
بیش از حد اصلاح نکنید؛ فقط تغییرات کوچکی ایجاد کنید.
overcorrecting can confuse your audience.
اصلاح بیش از حد میتواند مخاطبان شما را گیج کند.
she was careful not to overcorrect her students' work.
او مراقب بود که کار دانشجویان خود را بیش از حد اصلاح نکند.
overcorrecting often leads to frustration.
اصلاح بیش از حد اغلب منجر به ناامیدی میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید