overcorrect

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈkərekt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈkərɛkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیش از حد اصلاح کردن; بیش از حد تنبیه کردن
adj. اصلاحی بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

overcorrect behavior

رفتار بیش‌تصحیح

overcorrect mistakes

اشتباهات بیش‌تصحیح

overcorrect actions

اقدامات بیش‌تصحیح

overcorrect response

پاسخ بیش‌تصحیح

overcorrect tendencies

تمایلات بیش‌تصحیح

overcorrect judgment

قضاوت بیش‌تصحیح

overcorrect approach

رویکرد بیش‌تصحیح

overcorrect strategy

استراتژی بیش‌تصحیح

overcorrect adjustments

تنظیمات بیش‌تصحیح

overcorrect feedback

بازخورد بیش‌تصحیح

جملات نمونه

sometimes, people tend to overcorrect their mistakes.

گاهی اوقات، مردم تمایل دارند اشتباهات خود را بیش از حد اصلاح کنند.

overcorrecting can lead to new problems.

اصلاح بیش از حد می‌تواند منجر به مشکلات جدید شود.

it's easy to overcorrect when you receive feedback.

وقتی بازخورد دریافت می‌کنید، اصلاح بیش از حد آسان است.

she tends to overcorrect her writing style.

او تمایل دارد سبک نوشتاری خود را بیش از حد اصلاح کند.

overcorrecting can make your speech sound unnatural.

اصلاح بیش از حد می‌تواند باعث شود لحن گفتار شما غیرطبیعی به نظر برسد.

he overcorrected his approach to the project.

او رویکرد خود را نسبت به پروژه بیش از حد اصلاح کرد.

don't overcorrect; just make small adjustments.

بیش از حد اصلاح نکنید؛ فقط تغییرات کوچکی ایجاد کنید.

overcorrecting can confuse your audience.

اصلاح بیش از حد می‌تواند مخاطبان شما را گیج کند.

she was careful not to overcorrect her students' work.

او مراقب بود که کار دانشجویان خود را بیش از حد اصلاح نکند.

overcorrecting often leads to frustration.

اصلاح بیش از حد اغلب منجر به ناامیدی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید