overdrew his account
حساب او را بیش از حد کشید
she overdrew again
دوباره بیش از حد کشید
overdrawing funds
کشیدن بیش از حد پول
he overdrew yesterday
او دیروز بیش از حد کشید
overdrew the check
چک را بیش از حد کشید
avoid overdrawing
از کشیدن بیش از حد پرهیز کن
they overdrew it
آن را بیش از حد کشیدند
overdrew significantly
به طور قابل توجهی بیش از حد کشید
account overdrew
حساب بیش از حد کشید
repeatedly overdrew
به طور مکرر بیش از حد کشید
he accidentally overdrew his account last week.
او به طور اتفاقی حساب خود را گذشته هفته ای گذشته بیش از حد کشید.
the bank noticed she had repeatedly overdrew her checking account.
بانک متوجه شد که او به طور مکرر حساب چک خود را بیش از حد کشیده است.
i overdrew my account by fifty dollars.
من حساب خود را به مبلغ پنجاه دلار بیش از حد کشیدم.
she realized she had overdrew her account while checking her balance.
او متوجه شد که در حال بررسی میزان موجودی حساب، حساب خود را بیش از حد کشیده است.
despite warnings, he continued to overdrew his business account.
هر چند هشدار داده شده بود، او ادامه داد و حساب کسب و کار خود را بیش از حد کشید.
the student overdrew his student account due to unexpected expenses.
دانشجو به دلیل هزینه های غیرمنتظره حساب دانشجویی خود را بیش از حد کشید.
they warned him not to overdrew the account again.
آنها به او هشدار دادند که دوباره حساب را بیش از حد نکشید.
she had to pay an overdraft fee because she overdrew her savings account.
او مجبور شد یک هزینه بابت بیش از حد کشیدن حساب پس انداز خود پرداخته شود.
he carefully reviewed his statements to see where he overdrew.
او با دقت اظهارات خود را بررسی کرد تا ببیند جایی که حساب را بیش از حد کشیده است.
the company’s finances were strained after they overdrew their line of credit.
مالیات شرکت پس از اینکه خط اعتبار خود را بیش از حد کشیدند، تحت فشار قرار گرفت.
i’ll need to deposit money to cover the fact that i overdrew my account.
من نیاز دارم پولی را واریز کنم تا اینکه حساب خود را بیش از حد کشیده ام را جبران کنم.
overdrew his account
حساب او را بیش از حد کشید
she overdrew again
دوباره بیش از حد کشید
overdrawing funds
کشیدن بیش از حد پول
he overdrew yesterday
او دیروز بیش از حد کشید
overdrew the check
چک را بیش از حد کشید
avoid overdrawing
از کشیدن بیش از حد پرهیز کن
they overdrew it
آن را بیش از حد کشیدند
overdrew significantly
به طور قابل توجهی بیش از حد کشید
account overdrew
حساب بیش از حد کشید
repeatedly overdrew
به طور مکرر بیش از حد کشید
he accidentally overdrew his account last week.
او به طور اتفاقی حساب خود را گذشته هفته ای گذشته بیش از حد کشید.
the bank noticed she had repeatedly overdrew her checking account.
بانک متوجه شد که او به طور مکرر حساب چک خود را بیش از حد کشیده است.
i overdrew my account by fifty dollars.
من حساب خود را به مبلغ پنجاه دلار بیش از حد کشیدم.
she realized she had overdrew her account while checking her balance.
او متوجه شد که در حال بررسی میزان موجودی حساب، حساب خود را بیش از حد کشیده است.
despite warnings, he continued to overdrew his business account.
هر چند هشدار داده شده بود، او ادامه داد و حساب کسب و کار خود را بیش از حد کشید.
the student overdrew his student account due to unexpected expenses.
دانشجو به دلیل هزینه های غیرمنتظره حساب دانشجویی خود را بیش از حد کشید.
they warned him not to overdrew the account again.
آنها به او هشدار دادند که دوباره حساب را بیش از حد نکشید.
she had to pay an overdraft fee because she overdrew her savings account.
او مجبور شد یک هزینه بابت بیش از حد کشیدن حساب پس انداز خود پرداخته شود.
he carefully reviewed his statements to see where he overdrew.
او با دقت اظهارات خود را بررسی کرد تا ببیند جایی که حساب را بیش از حد کشیده است.
the company’s finances were strained after they overdrew their line of credit.
مالیات شرکت پس از اینکه خط اعتبار خود را بیش از حد کشیدند، تحت فشار قرار گرفت.
i’ll need to deposit money to cover the fact that i overdrew my account.
من نیاز دارم پولی را واریز کنم تا اینکه حساب خود را بیش از حد کشیده ام را جبران کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید