overexerted

[ایالات متحده]/ˌəʊvəɪɡˈzɜːtɪd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərɪɡˈzɜrtɪd/

ترجمه

v. به طور بیش از حد تلاش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

overexerted athlete

ورزشکار بیش از حد خسته

overexerted muscles

عضلات بیش از حد خسته

overexerted body

بدن بیش از حد خسته

overexerted mind

ذهن بیش از حد خسته

overexerted workers

کارگران بیش از حد خسته

overexerted student

دانشجوی بیش از حد خسته

overexerted resources

منابع بیش از حد خسته

overexerted team

تیم بیش از حد خسته

overexerted performance

عملکرد بیش از حد خسته

جملات نمونه

she overexerted herself during the marathon.

او در طول ماراتن بیش از حد خسته شد.

the coach warned the players not to get overexerted during practice.

مربی به بازیکنان هشدار داد که در طول تمرین بیش از حد خسته نشوند.

he realized he had overexerted his body while lifting weights.

او متوجه شد که در حین وزنه برداری بدنش را بیش از حد خسته کرده است.

after a long day, she felt overexerted and needed rest.

بعد از یک روز طولانی، او احساس خستگی کرد و به استراحت نیاز داشت.

the doctor advised him not to overexert himself while recovering.

پزشک به او توصیه کرد که در حین بهبودی بیش از حد خسته نکند.

overexerted muscles can lead to injuries.

عضلات بیش از حد خسته می‌توانند منجر به آسیب شوند.

she was overexerted from working long hours at the office.

او به دلیل کار طولانی در دفتر، بیش از حد خسته بود.

he tends to overexert himself when he's passionate about a project.

وقتی در مورد یک پروژه مشتاق است، معمولاً خودش را بیش از حد خسته می‌کند.

it's important to listen to your body and avoid overexerting.

مهم است به بدن خود گوش دهید و از خستگی بیش از حد خودداری کنید.

she felt dizzy after overexerting herself at the gym.

او بعد از خسته کردن خود در باشگاه، سرگیجه گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید