overexerts

[ایالات متحده]/ˌəʊvərɪɡˈzɜːts/
[بریتانیا]/ˌoʊvərɪɡˈzɜrts/

ترجمه

v. خود را به طور بیش از حد تحت فشار قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

overexerts oneself

خود را بیش از حد تحت فشار قرار دادن

overexerts muscles

بیش از حد فشار بر عضلات

overexerts energy

بیش از حد مصرف انرژی

overexerts during exercise

بیش از حد تلاش در حین ورزش

overexerts physically

بیش از حد تلاش بدنی

overexerts in training

بیش از حد تلاش در طول تمرین

overexerts while lifting

بیش از حد تلاش در هنگام بلند کردن

overexerts during sports

بیش از حد تلاش در طول ورزش

overexerts at work

بیش از حد تلاش در محل کار

overexerts in competition

بیش از حد تلاش در مسابقه

جملات نمونه

she often overexerts herself at work.

او اغلب در محل کار خود را بیش از حد خسته می‌کند.

he overexerts during training and gets injured.

او در طول تمرین بیش از حد تلاش می‌کند و آسیب می‌بیند.

it's important not to overexert your body.

مهم است که بدنتان را بیش از حد خسته نکنید.

overexerting can lead to burnout.

خستگی بیش از حد می‌تواند منجر به فرسودگی شود.

she overexerts herself to meet deadlines.

او برای رسیدن به مهلت‌ها خود را بیش از حد خسته می‌کند.

he tends to overexert when competing.

او معمولاً در هنگام رقابت بیش از حد تلاش می‌کند.

overexerting can have serious health consequences.

خستگی بیش از حد می‌تواند عواقب جدی برای سلامتی داشته باشد.

don't overexert yourself during the hike.

در طول پیاده‌روی خود را بیش از حد خسته نکنید.

she realized she had overexerted herself last week.

او متوجه شد که هفته گذشته خود را بیش از حد خسته کرده است.

overexerting can affect your performance negatively.

خستگی بیش از حد می‌تواند به طور منفی بر عملکرد شما تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید